مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٤
است، رمز تداوم عزت و عظمت جامعه و حكومت را در رابطه مستقيم با رعايت دقيق اين قوانين مىداند و مىفرمايد:
«فَالْزَمُوا كُلَّ امْرٍ لَزِمَتِ العِزَّةُ بِهِ شَأْنَهم ... مِنَ الْاجْتِنَاب لِلْفُرقَةِ و اللُّزُومِ لِلْالْفةِ؛ عزت و سربلندى امتهاى گذشته و حفظ شئون اجتماعى آنان، مانند از بين رفتن دشمنانشان، سلامتى و عافيت آنان، فراوان شدن نعمتهايشان و كرامت بخشيدن به شخصيت آنان مرهون دورى از تفرقه و گسستگى و اهتمام به اتحاد و همبستگى است.»[١]
حضرت در فراز ديگرى از اين خطبه مىفرمايند: از تفرقه و پشت كردن به يكديگر و عدم يارى همديگر بپرهيزيد، زيرا ستون فقرات يك امت و يك جامعه را خرد مىكند و قدرت و توانش را از بين مىبرد.
«وَاجْتَنِبُوا كُلَّ امْرٍ كَسَر فِقْرَتَهُمْ وَ أَوْهَنَ مُنَّتَهُمْ مِنْ تَضَاغُنِ القُلوُبِ و تَشَاحُنِ الصُدُور، و تدابُرالنُفُوسِ وَ تَخَاذُلِ الأيدى؛ از كارهايى كه پشت آنها را شكست و قدرت آنها را در هم كوبيد مثل كينهتوزى با يكديگر، پركردن دلها از بخل و حسد به يكديگر، پشت كردن و از هم بريدن و دست از يارى يكديگر هم كشيدن، بپرهيزيد.»[٢]
حضرت در ادامه مىفرمايند:
پس در احوالات مؤمنان پيشين انديشه كنيد كه چگونه بودند آنگاه كه وحدت اجتماعى داشتند و خواستههاى آنها كلّى، قلبهاى آنان يكسان و دستهاى آنان مددكار يكديگر، شمشيرها يارى كننده، نگاهها به يك سو دوخته و ارادهها همسو بود. آيا در آن حال مالك و سرپرست سراسر زمين نبودند؟ ... و پس پايان كار آنان را نيز بنگريد زمانى كه به تفرقه و پراكندگى روى آوردند و مهربانى و دوستى آنان از بين رفت و سخنها و دلهاشان گوناگون شد، از هم جدا شدند، به حزبها و گروهها پيوستند، خداوند لباس كرامت خود را از تنشان بيرون آورد و نعمتهاى فراوان شيرين را از آنها گرفت و داستان آنها در ميان شما عبرتانگيز باقىماند.[٣]
معمولًا كشاكشهاى سياسى نوعى رفتار گروهى [نابهنجار] هستند كه در شرايط نبود
[١] - نهجالبلاغه: خطبه ١٩٢، فراز ٨٠ الى ٨٢.
[٢] - همان: فراز ٨٢.
[٣] - همان.