مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٢
به خدا سوگند من مىدانم چه چيز شما را سامان مىدهد و كجى شما را به اذن خدا راست مىكند، ولى من اصلاح شما را به قيمت افساد خودم شايسته نمىبينم. به تحقيق مىدانم آنچه شما را به صلاح مىآورد شمشير است ولى من كسى نيستم كه صلاح شما را به قيمت فساد خودم دنبال كنم.»[١]
از منظر حضرت امير (عليهالسلام) خشونت و استبداد و توسل به زور براى حفظ حكومت، حتى حكومت مشروعى مثل حكومت حضرت (عليهالسلام) نيز جايز نيست. جمله عميق و عبرتآميز
«ولكني لااري اصلاحَكمٍ بفساد نفسي»
براى بيان همين معناست.
اين جمله معروف است «قدرت فسادآور است» البته قدرتى كه بر پايه استبداد و خشونت باشد.[٢]
٤. ٢. تفرقه و دستهبندىهاى سياسى
يكى از عواملى كه ثبات و تعادل جامعه و حكومت را خدشهدار مىسازد، تفرقه است. اميل دوركهايم (١٨٥٨- ١٩١٧ م) جامعهشناس فرانسوى، چنين آسيبى را محصول قواعد و هنجارهاى غيرعادلانه حاكم بر جامعه يا وجود وضعيت آنومى (
Anomie )
و آشفتگى اجتماعى در جوامع مىداند.[٣] آنومى به معناى نبود همبستگى در يك جامعه است كه موجب كشمكش اجتماعى، سرگردانى فردى و منازعه براى كسب قدرت و ثروت مىشود. وقتى نيروهاى گسستگى بر عوامل همبستگى چيره شوند و پيدايش وجدان مشترك به كندى صورت گيرد، رفتار اجتماعى ناشى از وضعيت آنومى افزايش مىيابد و كشاكش وسيعتر اجتماعى رخ مى نماياند. دوركهايم در حقيقت ميان خشونت، جنايت، كجرفتارى اجتماعى و رفتار سياسى گروهى سنخيتى مىبيند و همه آنها را برخاسته از آسيب خطرناك تفرقه و گسستگى مىداند.[٤]
[١] - همان: خطبه ١٨٢.
[٢] - صرامى، سيف الله،« عوامل ناپايدارى حكومت علوى» فصلنامه حكومت اسلامى، سال پنجم، شماره ٣، ٣٦٦.
[٣] - حشمتزاده، محمد باقر، انقلاب اسلامى و جمهوريت، مجموعه مقالات جمهوريت و انقلاب اسلامى، تهران: انتشارات سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، ١٣٧٧، ص ٢٧١.
[٤] - بشريه، حسين، انقلاب و بسيج سياسى، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ١٣٧٤، ص ٤٨ تا ٥٠.