مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧١
هلاكت و سقوط حكومت مىدانند؛ لذا عواملى را كه منجر به استبداد مىشود همواره به كارگزاران خود گوشزد مىكردند.
مولاى متقيان (ع) همچنين بدترين روحيه براى حاكم را تكبر و خودبزرگبينى مىداند:
«وَ انَّ مِنْ اسْخَفِ حَالاتِ الوُلاة عِنْدَ صالِحِ النّاسِ أَنْ يُظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الفَخْرِ وَ يُوضَعَ امْرُهُمْ عَلَي الْكِبْر[١] در ديدهمردم پارسا، زشتترين خوى واليان اين است كه در مورد آنان گمان فخردوستى و بزرگ فروشى برود و كارشان به حساب كبر و خودخواهى گذاشته شود.»
انسانهاى متكبر معمولًا خود را تافتهاى جدا بافته از ديگران مىدانند و حقوق، اختيارات و امتيازات ويژهاى براى خود قائلاند. اگر چنين روحيهاى در حاكم باشد، او نظريات و كارهايش را فراتر از قانون و برتر از رأى ديگران مىداند و همين امر سبب مىشود كه مردم را از حق مشاركت محروم نمايد و جامعه را به سوى استبداد بكشاند. با آن عظمت روحى، علمى و جسمى كه در رهبرى حضرت على (عليهالسلام) وجود داشت، متأسفانه عدهاى از اصحاب امام (عليهالسلام) از فرمانهاى ايشان اطاعت واقعى نمىكردند. البته اين عمل آنان سبب نشد، امام (عليهالسلام) عليه آنان از زور استفاده كند. حضرت در خطبهاى كه در اواخر خلافت خويش براى مردم كوفه بيان فرمودند، به اين مطلب اشاره نمودند. حضرت در آن خطبه از بىوفايى، سستى، خيانت و ناهمراهى برخى از ياران خود و مردم كوفه سخن گفتهاند:
«مردم، من موعظههايى كه پيامبران با آن امتهاى خود را موعظه مىكنند، در ميان شما پراكندم و آنچه را جانشينان پيامبران به نسل بعدى مىرسانند، به شما رساندم و شما را با موعظههاى قرآن هشدار دادم ولى سودى نبخشيد و شما را با تازيانهاى كه با آن سفيهان را اندرز مىدهند ادب كردم ولى (از راه كج) برنگشتيد. شما را با تازيانهاى كه با آن حدود پروردگارم را برپا مىدارم مجازات كردم ولى به راه راست نيامديد. همچون شتربانى كه مىكوشد با آواز مخصوصى شتران را بر گرداب فراهم آورد شما را خواندم ولى گرد نيامديد. شما را به خدا قسم آيا رهبرى غير از من انتظار داريد كه شما را به راه آورد و طريق حق را نشان دهد. آگاه باشيد
[١] - همان: خطبه ٢١٦.