مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٥٢
حوزه و دانشگاه مىخواهم كه اين ايدهها را تا لحظه عملى شدن و ثمردادن، هرچند درازمدت تعقيب كنيد، نه مأيوس و نه شتابزده ...
٢. ٤. جدايى دين از دنيا و سياست
يكى از آسيبهاى حكومت دينى، رشد انديشه سكولار در جامعه است. انديشهاى كه درصدد به حاشيه راندن دين از دنيا، سياست و اجتماع مىباشد. اين جريان عمدتاً قبل از انقلاب و در عصر مشروطيت از سوى روشنفكران وابسته مانند ميرزاآقاخان، احمدروحى، افضلالملك، تقىزاده، و ... تقويت مىشد. امروزه اين ديدگاه و به ويژه در دهه اخير با رنگ و لعاب دينى پا به عرصه انديشه دينى نهاده و تا حدودى كامياب نيز بوده است. اين تفكر كه از آن با عبارت سكولاريسم اسلامى نيز ياد مىكنند، مهمترين آسيب بر نظام مردمسالار دينى است. در حالى كه احياگران دينى مانند سيدجمالالدين، شيخ عبده، اقبال، رشيدنيا، شريعتى، مطهرى و در رأس همه امام خمينى (ره) حذف دين از صحنه اجتماع را عامل عقبماندگى مسلمانان و به عنوان يك آفت انديشه دينى در زمينه سياسى مطرح كردهاند.[١]
٢. ٥. عوامل و راههاى آسيبپذير كردن دين و فرهنگ
٢. ٥. ١. ضعف ايمان
عمدهترين عامل نفوذ افكار و عقايد انحرافى از راه ضعف ايمان است. امام على (عليهالسلام) مىفرمايد:
بندگان خدا بدانيد كه تقوى حصار بلند و غيرقابل تسلط است و بىتقوايى و هرزگى حصار و بارويى است كه حافظ ساكنان خود نيست.[٢]
استاد شهيد مرتضى مطهرى نيز در اين مورد مىفرمايد:
ريشه بسيارى از انحرافات دينى و اخلاقى نسل جوان را بايد در لابهلاى افكار و عقايد [ايمانى] آنان جستجو كرد، فكر اين نسل آنچنان كه بايد راهنمايى نشده
[١] - خسرو پناه، عبدالحسين، آسيب شناسى جامعه دينى، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و معارف، ١٣٨٤، ص ١٢٩.
[٢] - نهجالبلاغه، خطبه ١٥٧.