مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٤٧
براى تجزيه و تحليل علمى هستند، فعاليتهاى شالودهشكنانه و به زير سؤال بردن عناصر فرهنگ عمومى و قانون اساسى براى آنان زمينهساز سردرگمى و اضطراب سياسى مىشود، اما محدوديتها در سطح تخصصى و نخبگى جامعه نمىتواند توجيه منطقى و علمى داشته باشد؛ بدين معنى كه در حوزههاى تخصصى فقهى، حقوقى، اقتصادى، سياسى، فلسفى و فرهنگى، همانند كلاسهاى تخصصى دانشگاهى در مقاطع تحصيلات تكميلى و دورههاى دروس خارج فقه و اصول در حوزه يا مجلات علمى و تخصصى كه داراى مخاطبان خاص و محدود هستند، بحث خط قرمز نه تنها نمىتواند موضوعيت داشته باشد، بلكه مطلوبيت نيز ندارد. زيرا در چنين محيطهايى خروج از اصول و مبانى مشترك كه همان خطوط قرمز باشند، داراى آثار و تبعات اجتماعى و سياسى همچون بىثباتى و اضطراب سياسى يا بحران هويت نخواهد بود و اما اينكه چرا اعمال خطوط قرمز در محيطهاى تخصصى و نخبگى مطلوبيت ندارد، به اين امر باز مىگردد كه اصولًا علم ماهيتى محدوديتناپذير دارد و نمىتوان آن را بهحدود و چارچوبهايى محدود ساخت و اگر اين چنين شد، علم و عالمان از پيشرفت و تلاش بازخواهند ماند و فضاى ركود و جمود علمى بر جامعه و حكومت سايه خواهد افكند. البته، در اين خصوص هنوز جاى بحث بسيار است.
~