مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٣٩
نيز تعبير مىشود.
قانون اساسى: كه ميثاق ملى در هر كشور و جامعه دموكراتيك و مردمسالار است.
منافع يا مصالح ملى و عمومى: كه امنيت ملى يكى از اجزاى آن است.
از آنجايى كه حفظ اين اصول و مبانى، ضامن بقاى هويت و وحدت ملى جوامع بهشمار مىآيد، نظامهاى سياسى كه نمايندگان جوامع خود محسوب مىشوند در حفظ آنها مىكوشند و حدود آزادىها را در چارچوب آنها تعريف مىكنند. به عبارت ديگر، آنها را خطوط قرمزى مىدانند كه نبايد مورد تعدى قرار بگيرد.
دلايل ضرورت لحاظ خطوط قرمز در فعاليتهاى سياسى
بهطور كلى، ميان فعاليتها و رقابتهاى سياسى و ثبات سياسى حكومتها، از يك طرف و جمود و تصلب آنها از سوى ديگر، ارتباط تنگاتنگ و وثيقى برقارر است؛ بهگونهاى كه اگر در يك حكومت، رقابتها و فعاليتهاى سياسى بسيار باز، حاد و ساختارشكن باشد، ثبات و حتى حيات سياسى آن حكومت، مورد تهديد قرار خواهد گرفت و در نهايت، هرج و مرج سياسى حاكم خواهد شد؛ برعكس، اگر اين فعاليتها و رقابتها بسيار بسته و محدود شوند، جمود و تصلب، فضاى سياسى را در برمىگيرد و در نهايت، منجر به حاكميت ديكتاتورى گروهى يا استبداد فردى خواهد شد. از اين رو است كه بحث خطوط قرمز مطرح مىشود؛ بدين معنى كه در عين به رسميت شناختن آزادىهاى مشروع و ايجاد شرايط رقابت سياسى ميان افراد و گروهها، چارچوبهاى قانونى و عرفى- كه در واقع همان اصول و مبانى مشترك هستند- تحت عنوان خطوط قرمز، تعريف و پيشبينى مىگردند تا در عين ايجاد فضاى آزاد رقابت و فعاليت سياسى از زمينههاى ايجاد هرج و مرج و آشوب نيز- كه ثبات يا حيات نظام سياسى و جامعه را تهديد مىكند- جلوگيرى شود. به جدول زير توجه كنيد: