مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٢
يكى از مؤلفههاى مهم نظامهاى مردمسالار، قانونگرايى است؛ گرچه در اين باره كه كدام قانون سعادت واقعى بشر را تأمين مىكند، اختلاف نظرهايى وجود دارد. گروهى معتقدند قوانين نشأت گرفته از اراده الهى[١] اين مسأله مهم را تأمين مىكند و عدهاى قوانين موضوعه هماهنگ با خواست اكثريت و عقل جمعى را كافى مىداند و .... اما اصل وجود قانون و رعايت آن براى توسعه عدالت و جلوگيرى از خودسرىهاى صاحبان قدرت و انسجام ملى امرى است كه دستكم در لفظ، كسى منكر آن نيست.
با تمام فوايدى كه رعايت قانون براى جوامع بشرى داشته و دارد، متأسفانه منفعتطلبان و صاحبان قدرت همواره از اين پديده سوءاستفاده كردهاند و اين درد مزمن و آفت بزرگ در پيكره حيات بشرى همچنان سبب اذيت و آزار عدالتخواهان و حقجويان مىشود.
قرآن و نهجالبلاغه كه سرچشمههاى نظام مردمسالار دينى هستند. به شدت با امتيازخواهى، تبعيض و قانونگريزى مخالفند و آنها را آفتهاى رشد و بالندگى انسانها در يك جامعه سالم مىدانند.
قرآن اختلافات ظاهرى را وسيله شناسايى افراد مىداند، نه عاملى براى امتيازخواهى و امتياز را به تقوا كه آن هم يك امتياز معنوى است، مىدهد و در اين مورد مىفرمايد:
«يا ايّها النّاس انّا خلقناكم من ذكرٍ وَ أُنثي و جعلناكم شُعوباً و قَبائِلَ لِتَعْارِفُوا انّ أكْرَمَكُم عِنْدَالله أتْقيكم انّ اللهَ عِلمٌ خبيرٌ اى مردم به تحقيق ما شما را از زن و مردى خلق كرديم و شما را گروهها و قبيلههايى گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد (نه اينكه بر يكديگر افتخار كنيد و امتياز بخواهيد) به درستىكه گرامىترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست و خدا داناى آگاه است.»[٢]
قرآن از جامعه جاهلى پيش از بعثت كه بر پايه تفاخر مالى، فرزندى، قبيلگى، نژادى،
[١] - علامه طباطبايى در اين مورد مىفرمايد: بنابراين رمز جاودانگى و پويايى قوانين اسلام به دو چيز وابسته است اول آنكه مقنن و واضع آن خداى متعال است كه دقيقاً به نيازهاى آفريدگانش« من الانَ الى يوم الدّين» واقف است، دوم آنكه منطبق بر نظام آفرينش و فطرت آدميان است. از اين جهت هرچه زمان بگذرد و بشر در علوم مختلف هم پيشرفت كند، جلوههاى بيشترى از حقايق دين اسلام آشكار مىشود. ر. ك. طباطبايى، سيد محمد حسين، اسلام و احتياجات واقعى هر عصر، تهران: كانون انتشارات محمدى، ١٣٤٨. ص ٢٤ و ٤٣.
[٢] - حجرات: ١٣.