مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٧
يعنى هدف نهايى از ارسال پيامبران و انزال كتب و موازين الهى و بهطور كلى فلسفه وجودى دين را اقامه عدالت در ميان مردم مىداند. اجراى عدالتِ همه جانبه و وسيع از بزرگترين هدفهاى دعوت انبيابوده است.[١] عدالت امرى قهرى و ناشى از اجراى حقوق افراد و اجتماع در نظام توحيدى است. كمتر مسألهاى در اسلام است كه به اهميت عدالت باشد، زيرا مسأله عدل همانند مسأله توحيد در تمام اصول و فروع اسلام ريشه دوانده است، يعنى همانطور كه هيچ يك از مسائل عقيدتى و عملى، فردى و اجتماعى، اخلاقى و حقوقى از حقيقت توحيد و يگانگى جدا نيست، همچنين هيچ يك از آنها را خالى از روح عدل نخواهيم يافت. چنانكه، پيامبر اكرم (صليالله و عليهو آله) فرمودند: بالعدل قامت السماوات و الارض، اين تعبير رساترين تعبيرى است كه درباره عدالت ممكن است بشود؛ يعنى نه تنها زندگى محدود بشر در اين كره خاكى بدون عدالت برپا نمىشود، بلكه سرتاسر جهان هستى و آسمانها و زمين همه در پرتو عدالت و تعادل نيروها و قرار گرفتن هر چيز در جاى مناسب خود، برقرار هستند.[٢] لذا، حتى اگر همه آزاديهاى ممكن در انديشه ليبرالى به افراد و جامعه اسلامى عطا شود، از منظر اسلام، چنين جامعهاى هنوز ناقص و دور از شرايط ايدهآلى است و نمىتواند جاى عدالت را بگيرد.
در نظريه مردمسالارى دينى، عدالت علت وجودى دين است نه دين علت وجودى عدالت. يعنى دين آمده است تا در جامعه عدالت برقرار شود و در پرتو عدالت دين حيات مىيابد. بنابراين اسلام در نظريه مردمسالارى دينى هم فرد را به رسميت مىشناسد و هم جمع و جامعه را، به شرطى كه برآيند روابط فرد و جامعه به سمت تحقق عدالت ميل پيدا كند، چرا كه عدالت را مهمترين فضيلت اخلاقى در فرد و جامعه مىداند. ساز و كار مرجعيت دين در امور سياسى و حركت فرد در اجتماع در نظريه مردمسالارى دينى، مؤلفه سوم اين نظريه يعنى «شريعت محورى» است.
[١] - باهنر، محمدجواد؛ معارف اسلامى، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ١٣٦١، ص ٨٢.
[٢] - مكارم شيرازى، ناصر و جمعى از محققين؛ تفسير نمونه، ج ٤، تهران، انتشارات اسلاميه، ١٣٧٠، ص ٣٠٢.