مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥
مردم مىتوانند از اين شيوهها براى بيان نظر و خواست خود استفاده كنند و به نظارت همگانى خود اثر عملى ببخشند.
حتى از نظر قانونگذارى نيز در محدوده مقرر در قانون اساسى «اعمال قوه مقننه از طريق مجلس شوراى اسلامى است كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل مىشود.»[١] و بالاتر اينكه «در مسائل بسيار مهم اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى ممكن است اعمال قوه مقننه از راه همهپرسى و مراجعه مستقيم به آراى مردم صورت گيرد.»[٢]
مردم، حتى در سطح روستاها با تشكيل شوراهاى محلى بر همه «برنامههاى اجتماعى، اقتصادى، عمرانى، بهداشتى، فرهنگى، آموزشى و ساير امور رفاهى»[٣] نظارت دارند و «استانداران، فرمانداران، بخشداران و ساير مقامات كشورى كه از طرف دولت تعيين مىشوند در حدود اختيارات شوراها ملزم به رعايت تصميمات آنها هستند.»[٤]
همه مقامهاى حكومتى با رأى مردم در جايگاه خويش قرار مىگيرند، البته گاه با «رأى مستقيم» نظير رئيسجمهور[٥] و نمايندگان مجلس[٦] و گاه نيز با «رأى غيرمستقيم»؛ به طورى كه حتى «تعيين رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است»[٧] و خبرگان به نمايندگى از سوى مردم بر كاركرد او نظارت مىكنند و در صورت لزوم «از مقام خود بركنار خواهد شد.»[٨]
با اين حال در تحليل مبنا و حدود تأثير خواست و رأى مردم نبايد از نقش بنيادين وحى و احكام الهى غفلت كرد. به بيان روشنتر؛ گرچه طبق اصول متعددى كه برخى از آنها ذكر شد رأى مردم در انتخاب اصل نظام سياسى،[٩] اداره امور كشور و گزينش همه
[١] - اصل ٥٨.
[٢] - اصل ٥٩.
[٣] - اصل ١٠٠.
[٤] - اصل ١٠٣.
[٥] - اصل ١١٤.
[٦] - اصل ٦٢.
[٧] - اصل ١٠٧.
[٨] - اصل ١١١.
[٩] - اصل ١:« حكومت ايران جمهورى اسلامى است كه ملت ايران ... در همه پرسى ... به آن رأى مثبت داد.»