مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨١
آنها با يكديگر كه مورد بحث در اين مقاله نيست، از آنجا كه اساس دموكراسى غربى بر جدايى دين از سياست است آنچه مهم است اينكه در كنار انواع دموكراسىها چون ليبرال دموكراسى يا سوسيال دموكراسى و غيره ما شاهد طرح مردمسالارى دينى مىباشيم. اين سؤال كه آيا كاربرد «مردمسالارى دينى» به جاى «دموكراسى دينى» يا اسلامى با هدف و منظور خاصى صورت گرفته يا خير؟ و يا مردمسالارى دينى چه تفاوتها و يا شباهتهايى با دموكراسى متداول در كشورهاى غربى دارد جاى بحث است.
هر چند اين فرض را بايد پذيرفت كه غرب در تلاش است كه آنچه خود منظور دارد به عنوان معناى واژههايى چنين با اهميت را ثابت و يا تثبيت نمايد و به ديگران بقبولاند. آنتونى آربلاستر به صحبتهامپى دامپى در كتاب آليس از ميان آينه اشاره دارد كه بيانگر چنين ديدگاهى است. هامپى دامپى مىگويد: «هنگامىكه واژهاى را به كار مىبرم دقيقاً همان معنايى را مىدهد كه من براى آن انتخاب كردهام نه بيشتر و نه كمتر.» آيا ما ناچاريم در رابطه با دموكراسى نيز همين موضع را داشته باشيم؟ آيا دموكراسى مىتواند همان معنايى را داشته باشد كه استفاده كننده اين واژه مىخواهد؟
در پاسخ مىتوان گفت واژهها داراى حق مؤلف (كپى رايت) نيستند. كسى نمىتواند مانع از به كارگيرى يك واژه به طريقى كه استفادهكننده مايل است شود، در صورتىكه استفاده كننده واژه روشن نمايد كه چه مقصودى را از آن دارد، هيچ اختلافى پديد نمىآيد.[١]
در واقع دموكراسى يك مشترك لفظى است كه مىتواند انواع گوناگون داشته باشد. با پذيرش اين فرض در جمهورى اسلامى ايران به جاى استفاده از لفظ دموكراسى دينى و يا دموكراسى اسلامى، واژه، مردمسالارى دينى، استفاده مىشود از جهات مختلف قابل بررسى و تحليل است، از آن جمله خصوصيت بومىگرايى و استقلالجويى ايرانيان كه ترجيح مىدهند به جاى واژگان لاتين و بيگانه از عبارات اصيل و بومى شده استفاده كنند،
[١] - بنارد، چريل، اسلام دمكراتيك مدنى رويكرد آمريكايى، عسكر قهرمانپور، تهران، پژوهشكده مطالعات راهبردى، ١٣٨٤، صص ١٥- ١٤