مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥
نتيجه مىگيرد كه: «در منطق اين كتاب شريف، امام و حكمران، امين و پاسبان حقوق مردم و مسئول در برابر آنها است؛ از اين دو (حكمران و مردم) اگر بنا است يكى براى ديگرى باشد، اين حكمران است كه براى توده محكوم است نه توده محكوم براى حكمران».[١]
وى با اشاره به واژه رعيت كه در ادبيات دينى به مردم اطلاق شده است، مىافزايد: «واژه رعيت بهرغم مفهوم منفورى كه تدريجاً در زبان فارسى به خود گرفته است، مفهومى زيبا و انسانى داشته است. استعمال كلمه راعى را در مورد حكمران و كلمه رعيت را در مورد توده محكوم، اولين مرتبه در كلمات رسول اكرم صلىالله عليهو آله سلم و سپس به وفور در كلمات على (عليهالسلام) مىبينيم.
اين لغت از ماده رعى است كه به معنى حفظ و نگهبانى است. به مردم از آن جهت كلمه رعيت اطلاق شده است كه حكمران، عهدهدار حفظ و نگهبانى جان و مال و حقوق و آزادىهاى آنهاست.»[٢]
ناگفته پيداست كه چنين نگاهى به حكومت، ريشه در آيات متعددى از قرآن كريم دارد كه آيه ٥٨ از سوره نساء از گوياترين نمونههاى آن است؛ «إِنَّ الله يَأمُرُكم أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ الي اهلِها و إذا حكمتُم بينَ الناسِ أَنْ تحكُمُوا بِالعدلِ» مفسر بزرگ قرآن، طبرسى، در مجمعالبيان فرموده است در معنى اين آيه چند قول است كه بنابر يكى از اقوال، مخاطب آن حكمرانان هستند و خداوند با تعبير به لزوم اداى امانت، آنان را فرمان مىدهد كه به رعايت حقوق مردم قيام كنند.[٣]
در ذيل روايتى از امام باقرعليه السلام خطاب به زراره نيز همين احتمال تأييد مىشود؛ آنجا كه حضرت مىفرمايد: «... هُمُ الحُكامُ يازُرارةُ، اِنَّه خاطَبَ بِهَا الحُكّامَ». البته همانگونه كه علامه طباطبايى تصريح كرده است: «ذيل روايت نشان مىدهد كه (تطبيق آن بر زمامداران) از باب جرى است و گرنه آيه شريفه درباره هر امانت و حكمى صدق مىكند.»[٤]
[١] - مطهرى، مرتضى، مجموعه آثار، ج ١٦، ص ٤٤٩
[٢] - همان.
[٣] - همان، ص ٤٥٠.
[٤] - طباطبايى، سيد محمدحسين، تفسير الميزان، انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم، بىتا، ج ٥، ص ٣٨٥.