مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٤
جايگاه دين در تنظيم زندگى اجتماعى و سياسى
چون در بحث مردمسالارى دينى نگاه ما ناظر به يك نظام سياسى است كه مسئوليت تدبير امور اجتماعى و سياسى شهروندان را بر عهده دارد، جايگاه و نسبت دين در شكل دادن به مناسبات اجتماعى و سياسى در بحث ما اهميّت زيادى دارد و چنانچه در تعريف دين به گزارهاى دست يابيم كه اساساً توانايى دين را در تنظيم روابط اجتماعى و سياسى منكر باشد و يا در زمينه حيات عمومى، فاقد دستور يا آموزهاى باشد، بحث مردمسالارى دينى نيز خود به خود منتفى است و تنها شق باقيمانده بحث، دموكراسى دينداران است كه مراد و مقصود ما نيست. بر اين اساس، مىتوان دو ديدگاه كلان را در اين ارتباط ذكر كرد. اين دو ديدگاه يكى گرايش سكولار و ديگرى، باور دينمدارانه است.
الف) گرايش سكولار: سكولاريزم،[١] در لغت به معناى عرفگرايى، اعتقاد به اصالت امور دنيوى، غير دينگرايى و نادينگرايى است و در زبان عربى با علمانيت مترادف است. سكولاريزم در سه سطح تعريف و تبيين شده است كه برخى با يكديگر همپوشانى دارند. يكى جدايى دين از دنيا، دومى جدايى دين از سياست و حكومت و سومى به شكل افراطى به نفى دين مىانجامد.[٢] در اين نگرش كه برخى به عنوان لائيسم از آن ياد مىكنند، به دليل معرفتشناسى پوزيتيويستى هر امر فرا طبيعى در آن نفى مىشود و دين را با ماهيّت آسمانى و حقيقت وحيانى نمىپذيرد و حداكثر به عنوان يك پديدهاجتماعى به آن مىنگرد كه آموزهها و ارزشگذارىهاى آن هيچ حجيتى در زندگى فردى و جمعى ندارند.
امّا در اينجا بيشتر دو تلقى اول و به ويژه تلقى دوم مورد توجه و تأكيد ماست كه پايه بسيارى از مخالفتها را با مردمسالارى دينى تشكيل مىدهد و صورت مىبخشد: «در عصر جديد، سكولاريزم به معناى كنار گذاشتن آگاهانه دين از صحنه معيشت و سياست معرفى شده
[١] -secularism .
[٢] - رك. به: سيد محمد نقيب العطاس، اسلام و دنيويگرى، ترجمه احمد آرام، دانشگاه تهران: ١٣٧٤، ص ١٥.