اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٥٦ - \* تنبيه اول شك در اتصال يا انفصال مخصص داير بين اقل و اكثر
همراه نقل معنا نقل مىشود جارى و وارد است. اما در قرائن ارتكازى نوعى كه مربوط به شرايط عمومى زمانى و مكانى و احوال عمومى جامعه است، جارى نيست؛ زيرا نقل اين نوع از قرائن به همراه نقل معانى، نزد عقلاء متعارف نيست، تا عدم نقل آنها شهادت سكوتى بر عدم وجود آنها باشد و تنها راه احراز عدم آنها، بررسى شرايط و احوال عمومى زمان صدور كلام است[١].
بنابراين، احتمال وجود قرينهاى متصله از اين نوع را نمىتوان با اصالةعدمالقرينة نفىكرد و در موارد احراز وجود قرينه و دوران امر آن بين اتصال- از اين نوع- و انفصال، نتيجه اجمال كلام است.
- نقد كلام استاد شهيد (رحمه الله):
بر اين كلام استاد شهيد چند ايراد متوجه است:
\* ايراد اول: اصالةعدمالقرينه نه تنها اصل تعبدى نيست بلكه اصل لفظى به معناى اصل گفتارى محض نيز نيست، بلكه از اصول رفتارى گفتارى عقلايى است كه بر گرفته از همان اصل اتمام المراد باتمام الكلام است. اين اصل، نظرى به قرينه منفصله ندارد؛ لهذا نوبت به تعارض اصل عدم القرينه متصله با اصل عدم القرينه منفصله نمىرسد تا براى عدم جريان اصل عدم قرينهمتصله به عدم ترتب اثر بر آن تمسك شود، بلكه با جريان قاعدهاتمام المراد باتمام الكلام نفى قرينه مىشود، و در نتيجه ظهور كلام در مراد جدى منعقد مىشود و همين ظهور احتمال وجود قرينه متّصله را نفى مىكند.
\* ايراد دوم: بنابر آنچه در ايراد اول گفتيم تفاوت بين احتمال قرينيةالموجود با احتمال وجود القرينه المتصله معلوم شد و بطلان اين مدعا كه فرقى ميان آن دو در
[١] . بحوث فى علم الاصول، ج ٣، ص ٣٠٤.