اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٤٨ - \* بررسى اشكالات
منفصله، در كلام ائمه اطهار به نحو قرينه منفصله بيان شده و در بيان رسول اكرم (ص) قرينه متصله بوده است. به اين معنا كه به وسيله پيامبر اكرم (ص) در كلام واحد بيان شده و تقطيع و تفكيك آن در مقاطع زمانى متعدد توسط ائمه اطهار (عليهم السلام) به سبب اقتضائات زمانى و مكانى و احوال مستمعين و راويان صورت گرفته است. در مجموع بايد گفت همه مواردى كه به عنوان قرينه منفصله يا مخصّص منفصل در نصوص كتاب و سنت شناختهشده، در حقيقت قرائن متصله و مخصّص متّصل است و لذا قواعد و قوانين مربوط به مخصّص متصل بر آنها جارى و سارى است. نتيجه اينكه در موراد اجمال مخصّص منفصل در كلام شارع، بايد به سرايت اجمال آن به عام ملتزم شد؛ زيرا در حكم اجمال مخصّص متصل، بلكه مصداق آن است.
پاسخ اشكال سوم:
براى پاسخ به اين اشكال توضيحى را به عنوان مقدمه بيان مىكنيم:
ملاك در جريان احكام عقلايى تفهيم و تفاهم، مقام بيان احكام است؛ نه مقام جعل و تشريع. بنابراين، قرائنى كه از سوى شارع، در مقام بيان و القاى بر مكلّفين به نحو قرينه منفصله بيان شده است محكوم قوانين تفاهمى است كه در موارد انفصال قرينه در ميان عقلاء رايج و جارى است.
شارع مقدس و نيز مبلغان احكام او يعنى پيامبر اقدس و جانشينان او در بيان تشريعات، به همان شيوهها و قواعد متعارف در بين عقلاء رفتار كردهاند و چنانچه شيوه و روش ديگرى مىداشتند، به تفهيم و تعليم آن مىپرداختند.
شيوه و روش عقلايى اقتضا دارد تمام آنچه در بيان مقصد دخيل است در كلام واحد بيان شود و قبل از اتمام مراد، دست از كلام برندارند (در گذشته گفتيم قاعده اتمام المراد باتمام الكلام از قواعد متعارف عقلايى در مقام تفهيم و تفاهم است) و همانگونه كه در كلام خداى متعال به اين شيوه و روش رفتار شده در كلام پيامبر (ص) و نيز در كلام ائمه هدى: كه ناقلان كلام پيامبرند نيز به همين شيوه و روش عمل