اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٤١ - اشكال دوم(محقق خويى(رحمه الله))
محقق خويى مىفرمايد:
ان مقدمات الحكمة لو كانت جارية فى مدخول الاداة لكفى جريانها فى دلالة الكلام على العموم فيكون الاتيان باداة العموم من اللغو الواضح[١].
پاسخ استاد شهيد (رحمه الله) از اين اشكال:
استاد شهيد از اين اشكال چند پاسخ دادهاند:
١. در فايده وضع و استعمال، تنوع معنا كافى است. يعنى براى مفيد بودن وضع و استعمال جديد، كافى است كه معنى جديد باشد و صورت جديدى به وسيله لفظ افاده شود. اين مطلب در ادات عموم- بهرغم جريان اطلاق در مدخول- وجود دارد؛ زيرا جريان اطلاق در مدخول، تنها اين معنا را مىرساند كه موضوع حكم، ذات طبيعت موضوع است و اينكه قيدى در آن لحاظ نشدهاست، لكن حكم بر افراد بارنمىشود، در حالى كه به سبب ادات عموم، حكم بر افراد بارمىشود و همه افراد طبيعت، موضوع حكم قرار مىگيرند و همين تفاوت در مفيد بودن وضع و استعمال كافى است.
٢. شمولى بودن يا بدلى بودن اطلاق، از مقدمات حكمت استفاده نمىشود بلكه از دال ديگرى استفاده مىشود نظير موضوع قرار گرفتن طبيعت براى حكم (كه در جاى خود گفتيم موجب دلالت بر شموليت حكم است). و با توجه به اينكه نسبت دلالت ادات عموم بر استيعاب به دال بر شموليت و بدليت، نسبتى عَرْضى است نه طولى، علىهذا مىتواند مؤكد دلالت بر شموليت يا بدليت باشد، و همين دلالت تأكيدى ادات عموم بر عموم شمولى يا بدلى، در خروج از لغويت كافى است.
[١] . اجود التقريرات، ج ١، ص ٤٤١.