اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٤ - نظر آخوند و استاد شهيد(رحمهما الله) در تعريف عموم
هم افراد باشد. تفاوت بين اسم جنس و عام نيز همين است؛ زيرا اسم جنس، تنها طبيعت مشتركه را مىرساند، در حالى كه عام، شمول و فراگيرى همه افراد را مىرساند.
آرى؛ مفهوم «تكثر»، خود مفهوم عامى است كه از «صرف تكثر» حكايت مىكند. يعنى معنايى كه جامع مشترك بين انواع و افراد مختلف تكثر است. اين مفهوم نيز نظير ساير مفاهيم مشتركه حكايت از استيعاب افراد خويش بما هم افراد نمىكند، بلكه تنها جامع بين آنها را كه همان مفهوم تكثر صرف است مىرساند. لكن آنجا كه مفهوم «تكثر» به مفهوم عامى ديگر اضافه گردد، مىتواند تكثر در افراد عام مضافاليه را برساند. بنابراين اگر فرض كرديم «كل» براى افاده صرف التكثر وضع شده است، چنانچه به مفهوم عامى نظير: «رجل» اضافه شود، مىتواند كثرت در افراد مضافاليه را بفهماند.
احتمال دوم:
مقصود از شمول، استيعاب به معناى حرفى و نسبى باشد، بدين ترتيب كه در مرحله مدلول لفظى سه دال فرض كنيم:
١) دال بر مفهوم طبيعت صرف؛
٢) دال بر افراد مفهوم طبيعت؛
٣) دال بر نسبت استيعابى بين مفهوم طبيعت و افراد آن.
مثلًا در جمع محلاى به الف و لام، چنين فرض كنيم كه ماده «عالِم» موجود در «علماء» دلالت بر افراد مفهوم «عالم» دارد و «الف و لام»، دلالت بر صِرف مفهوم عالميت دارد و هيئت جمع محلّى به الف و لام، دلالت بر نسبت استيعابيه مفهوم به همه افراد دارد.
اين نوع شمول مفهوم نسبت به افراد، اگرچه در استيعابهاى نسبى قابل تصور است لكن در استيعابهاى اسمى قابل تصور نيست. يعنى آنجا كه استيعاب معناى