اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٠٦ - ثمره عملى بحث
نتيجه اينكه خطاب- فى نفسه- چه در مدلول تصورى و چه در مدلول تصديقى- يعنى قصد تفهيم- شامل اعم از مشافهين و غيرمشافهين است، مگر آنكه دليل يا قرينهاى زائد بر اصل خطاب، بر اختصاص خطاب به خصوص مشافهين دلالت كند.
ثمرات اين بحث
ثمره علمى بحث:
در ثمره علمى بحث همين بس كه به تفسير فنى شمول مدلول تصديقى ادوات خطاب- كه قصد تفهيم مخاطب است- نسبت به غيرمشافهين پرداخته و اشكال عدم قابليت غيرمشافهين؛ يعنى غائبين و معدومين، براى قصد تفهيم در مقام تخاطب را حل مىكند.
ثمره عملى بحث:
ثمره عملى بحث؛ بنابر مبناى محقق قمى در اختصاص حجيت ظهور به من قصد إفهامه بالخطاب روشن است. توضيح آنكه در مانحنفيه بنا بر مبناى مذكور، قول به اختصاص خطاب به مشافهين، عدم حجيت ظهورات شرعى را براى غيرمشافهين و از جمله ما كه در اين عصر بهسر مىبريم نتيجه مىدهد؛ زيرا بنا بر مبناى فوق نتيجه اختصاص خطاب به مشافهين، اين است كه غيرمشافهين، غير مقصود بالإفهاماند. در نتيجه ظهورات شرعيه براى آنان حجيت نخواهد داشت. برخلاف قول به عدم اختصاص خطاب به مشافهين، كه بنابر همان مبنا، مقصود بالإفهام بودن غيرمشافهين و سرانجام حجيت ظهورات نسبت به غيرمشافهين خطابات شرعيه- كه شامل ما نيز كه در اين عصر بهسر مىبريم مىشود- را نتيجه مىدهد.
اما ثمره عملى بر غير مبناى محقق قمى- يعنى مبناى مشهور كه عدم اختصاص حجيت ظهور به مقصود بالإفهام است- در جايى حاصل مىشود كه خطاب شرعى در قالب ادوات خطاب يا هر شيوه خطاب ديگرى كه زبان تخاطب در آن بهكار رود، بيانشود. بهكار رفتن زبان تخاطب در خطاب شرعى، نظير بهكار بستن ادات خطاب در