اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٦٦ - پاسخ محقق عراقى(رحمه الله)
مقيدات، نسبت به وجود مخصص يا مقيد در خارج از كتب اربعه شك بدوى خواهيم داشت كه با اصالةالعموم منتفى مىشود.
- اشكال دوم:
اين اشكال از بيان محقق آخوند در كفايه استفاده مىشود. حاصل اشكال چنين است: پس از فحص از مخصص در كتب اربعه و يأس از دست يافتن به مخصص در ضمن روايات كتب اربعه، علم اجمالى به وجود مخصص منحلمىشود؛ زيرا مخصص در خارج از كتب اربعه از طرفيت علم اجمالى بيرونآمده و مشكوك به شك بدوى خواهد شد. در نتيجه- همانگونه كه در پاسخ از اشكال اول گفتهشد- مانعى از تمسك به اصالةالعموم در عام باقى نمىماند. در حالى كه مدعا، وجوب فحص إلى حصول اليأس است[١].
پاسخ محقق عراقى (رحمه الله):
محقق عراقى از اشكال فوق، اينگونه پاسخ داده است: علم اجمالى كبير در صورتى به وسيله علم اجمالى صغير انحلال پيدا مىكند كه معلوم بالاجمال به علم اجمالى صغير- كه با فحص در دايره علم صغير به علم تفصيلى تبديل مىشود- با معلوم بالاجمال به علم كبير، متحد و مطابق باشند و احتمال تطبيق كافى نيست؛ زيرا روشن است كه به مجرد احتمال تطابق، علم اجمالى كبير انحلال حقيقى پيدانمىكند. لذا در آنجا كه بين معلوم بالاجمال با معلوم بالتفصيل در دايره علم اجمالى صغير، تطابق عنوانى وجود داشته باشد به گونهاى كه احتمال تطابق مصداقى بينالعنوانين برود و لكن يقين به تطابق وجود نداشته باشد، علم اجمالى كبير منحل نمىشود و همچنان به قوت خود باقىاست. نظير علم اجمالى به وقوع دم در احد الانائين و علم تفصيلى به وقوع دم در احد الانائين بالخصوص با احتمال تعدد. آرى، علم اجمالى در اين صورت
[١] . كفاية الاصول، ج ١، ص ٣١٢ و ٣١٣.