اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٣٥ - اشكالات محقق نايينى(رحمه الله)
٢) لحاظ استقلالى يا آلى- چه در اسماء و چه در حروف- قيد موضوعله يا مستعملفيه نيست، بلكه موضوعله و مستعملفيه در هر دو يكى است. مثلًا در «من» مستعملفيه و موضوعله همان معناى عام «ابتداء» است. لكن مىتوان معناى حرف يا معناى اسم را با قيد لحاظ آلى «در حروف» و قيد لحاظ استقلالى «در اسماء» تصور نمود. در اين فرض معناى مورد تصور ما چه در اسماء و چه در حروف، كلى عقلى است كه به لحاظ وجود ذهنىاش، جزئى حقيقى است؛
٣) بنابر آنچه گفته شد، عقده جزئيت معناى حرفى در عين صدق بر كثيرين حلمىشود؛ زيرا معناى حرف فىنفسه بدون قيد لحاظ آلى، كلى و صادق بر كثيرين است، لكن با قيد لحاظ آلى، جزئى ذهنى خواهد بود. البته جزئيت ذهنى، مخصوص به معناى حرفى نيستو معناى اسمى نيز با قيد لحاظ استقلالى، جزئى ذهنى است؛ لذا اشكال اجتماع جزئيت و صدق بر كثيرين، تنها در مورد حروف جارى نيست بلكه در اسماء نيز جريان دارد و پاسخ آن نيز در هر دو جا يكى است.
اشكالات اين نظريه:
اشكالات محقق نايينى (رحمه الله):
محقق نايينى بر نظريه آخوند در تفسير معناى حرفى «مسلك آليت استعمالى» سه اشكال وارد مىكند.
١. اشكال اول: لازم اين نظريه به دليل اتحاد موضوعله در حروف و اسماء، جواز استعمال هر يك از اين دو در جاى ديگرى است. در حالى كه عدم جواز استعمال حروف به جاى اسماء و بالعكس، از اوضح واضحات است.
إن قلت: تقييد وضع اسماء به استعمال در موارد استقلال معنا، و تقييد وضع حروف به استعمال در موارد عدم استقلال معنا، مانع جواز استعمال هر يك از حروف و اسماء در محل ديگرى است.