اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢١٢ - پاسخ نقد دوم استاد شهيد(رحمه الله)
اين مطلب دليل بر آن است كه ادعاى مرحوم آخوند مبنى بر تعدد و انحلاليت ظهور جدى بر خلاف ظهور استعمالى، ادعاى صحيحى نيست، بلكه ظهور جدى نيز همچون ظهور استعمالى، ظهورى وحدانى و غيرقابل انحلال بوده و امر آن بين سقوط و ثبوت، داير است.
اين موارد از قبيل عموم عددى يا عموم بالتثنيه است. مثلًا آنجا كه متكلم بگويد «اكرم هؤلاء الاربعة» يا بگويد «اكرم هذين العالمين» و زيد از جمله آن «اربعه» و آن «عالمين» باشد و سپس بگويد «لاتكرم زيداً» در اينجا عرف بدون شك ظهور جدى در هر يك از دو عام را، ظهورى وحدانى و غيرقابل انحلال مىداند و لذا هريك از دو عام را با خاص آنها در تعارض مىبيند.
ممكن است كسى از روى تكلّف در عام عددى «اكرم هؤلاء الاربعة» ادعا كند كه عرف با اين عام؛ مانند ساير عامها معامله نموده و با رفع يد از ظهور جدى اربعه در عموم و شمول، بين اين عام و خاص جمع مىكند؛ بنابراين در اينجا نيز به خلاف ظهور استعمالى، ظهور جدى انحلالى است. چنين ادعايى به طور قطع در عام بالتثنيه- مثال دوم- قابل طرح نيست و نقض در مورد آن مستحكم و تشكيكناپذير است.
پاسخ نقد دوم استاد شهيد (رحمه الله):
حقيقت اين است كه اين نقد نيز وارد نيست و نقضى كه در آن مطرحشده منقوض و منتفى است؛ زيرا عموم در عموم عددى و عموم بالتثنية، عموم بالنصّ است نه عموم بالظهور- كه مورد بحث است- شكى نيست كه عموم بالنصّ با خصوص در تعارض است و چنين موردى مجراى قواعد جمع عرفى نيست و نظير آن است كه متكلم ابتدا چنين بگويد «اكرم زيداً و عمرواً وخالداً»، سپس بگويد «لاتكرم زيداً» كه بدون ترديد عرفاً مصداق تعارض است نه مجراى قواعد جمععرفى.
محل بحث در آنجاست كه عموم، به وسيله ادات عموم داخل بر لفظ متكثرالمعنى- كه عموم و شمول را نسبت به افراد طبيعت مدخول مىرساند- فهميده شود در حالى