اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٠٨ - نقد اول
مثلا عموم همه افراد در ما نحن فيه- مراد جدى نيست، آيا اصالةالحقيقة همچنان جارى است يا نه؟ جز از طريق مراجعه به سيره عقلاء در خصوص همين مورد، امكان پذير نيست. اين مورد، نظير ساير موارد ظهورات لغوى نيست كه كبراى عقلايى مسأله معلوم باشد تا بتوان با استناد به كبراى عقلايى معلوم، مشكل را حل نمود، بلكه اين مسأله، خود كبرايى است كه بايد بناى عقلاء را در مورد آن به دست آورد و با به دست آوردن آن، نيازى به بيان مرحوم آخوند نيست.
\* دليل دوّم: به فرض آن كه بيان مرحوم آخوند بتواند مشكل دلالت وضعى عام را- بعدالتخصيص- بر عموم مابقى حل كند، بيان مذكور تنها در مورد عموم استغراقى كارگشا خواهد بود و از عهده حل مشكل در عموم مجموعى برنمىآيد؛ زيرا در مورد عموم مجموعى، نظير: «اكرم مجموع العلماء» حكم واحد بر موضوع واحد مترتب شدهاست. بنابراين چنانچه جمله «ولا تكرم الفساق» در پى آن آمده و معلوم شود كه مراد، وجوب اكرام مجموع نيست، ديگر راهى براى اثبات اراده جدى عموم در مابقى وجود ندارد؛ زيرا در اين مورد، امكان انحلال اراده جدى نيست تا گفته شود اراده جدى تنها در مورد خاص منتفى است، لكن در مورد مابقى افراد عام، باقى و جارى است.
حاصل آنكه در اينجا مراد جدى قابل تجزيه و انحلال نيست، تا بيان مرحوم آخوند در مورد ابقاى اراده الجد نسبت به افراد تحت العام و انتفاى آن در خصوص افراد خارج بالتخصيص مورد داشته باشد.
- مشكل دوم:
در حالى كه خروج تعدادى از افراد عام از تحت عموم به وسيله مخصّص، مفروض و مسلّم است، اگر بنا بر بقاى دلالت وضعى عام در عموم مابقى- چه به لحاظ بيانى كه آخوند تقرير كردند يا به دليل بناى عقلاء- گذاشته شود، نكته عقلايى اين دلالت چيست؟