اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٦٤ - چگونگى دلالت بر مبناى مختار
وجود دو دلالت استيعابى نسبت به افراد ماده جمع در مفاد هيئت جمع محلّى به الف و لام است و بدين معناست كه الف و لام و نيز هيئت جمع، هر دو مفيد استيعاب افراد ماده جمعاند كه اين مطلب دو اشكال دارد.
١) باتوجه به اين ادعا لزومى ندارد كه الف و لام را دالّ بر استيعاب افراد ماده جمع- ولو به نحو التزامى- بدانيم؛ زيرا دلالت هيئت جمع بر استيعاب افراد ماده از سه به بالا (ثلاثه فصاعداً؛ طبق تعبير معظمله در تقريرات) به ضميمه دلالت الف و لام بر تعيين، در دلالت هيئت جمع بر استيعاب تمام افراد ماده جمع كفايت مىكند. در نتيجه دليلى يا سببى براى اين فرض وجود ندارد كه افزون بر اين، الف و لام نيز دال بر استيعاب افراد ماده جمع است؛
٢) تبادر و تصريح اهل لغت- كه مؤيد تبادر است- گواهى مىدهد كه، مفاد هيئت جمع «ثلاثه فما زاد» يا «مازاد على الاثنين» است. اين معنا بر استيعاب مصاديق جمع دلالت ندارد بلكه هيئت جمع- چنانكه گذشت، همچون دلالت ماده جمع نظير «عالم» بر افراد على نحو البدل كه مقتضاى سرايت طبيعت در افراد خويش است- بر جزئيات مصاديق و مراتب جمع به نحو سرايت در مصاديق جمع على نحو البدل دلالت دارد. بنابراين، دليلى وجود ندارد كه بر وضع هيئت جمع بر استيعاب دلالت كند.
چگونگى دلالت بر مبناى مختار:
اما بنابر مختار ما در تفسير عموم كه مفاد آن را مطلق استيعاب دانستيم- به شرحى كه گذشت- مقصود از استيعاب در جمع محلّى به الف و لام، استيعاب تمام كثراتى است كه مدخول الف و لام متضمن آنهاست.
اين كثرات، مبنى بر توضيحات گذشته سه كثرت است:
١) كثرت افرادى مدلول ماده جمع كه بر طبيعت صرفه ساريه در افراد دلالت مىكند؛