اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٦٠ - چگونگى دلالت بر مبناى محقق آخوند(رحمه الله)
صور و مفاهيم نسبى از حقايق نسبى حكايت مىكنند و حاكى با محكى متحدالماهيه است، و معناى اسمى نمىتواند مصداق معناى حرفى باشد.
از آنچه گفتيم معلوم شد در جمع محلّى به الف و لام، سه دال با سه مدلول وجود دارد:
١) الف و لام، كه دال بر تعيين است؛
٢) ماده جمع، كه دال بر طبيعت سارى در افراد است؛
٣) هيئت جمع، كه دال بر «مازاد على الاثنين» است.
حقيقت اين است كه اگر چه هيئت جمع دال بر معناى اسمى «مازاد على الاثنين» است لكن در اينجا معناى ديگرى نيز وجود دارد انتساب اين «الزيادة على الاثنين» به ماده جمع و تخصّص و تعين آن در ماده جمع است؛ لهذا بايد گفت از آنجا كه هيئت جمع از هيئات صرفه نيست و نظير هيئت تثنيه از هيئات مخلوطه است يعنى هيئتى است كه متقوّم به ماده حرفى است كه با افزودن ماده حرفى «نظير واو و نون يا ياء و نون در جمع مذكر سالم يا الف و تاء در جمع مؤنث سالم يا همزه و الف و امثال آن در جمعهاى مكسّر» بهدست مىآيد؛ لهذا بر معنايى مركب از اسمى و حرفى دلالت مىكند كه معناى اسمى هيئت جمع همان مازاد على الاثنين است، و معناى نسبى يا حرفى آن انتساب اين زيادت بر اثنين به ماده جمع است.
بحث دوم: چگونگى دلالت جمع محلّى به الف و لام بر استيعاب در مقام ثبوت:
چگونگى دلالت بر مبناى محقق آخوند (رحمه الله):
مرحوم آخوند ضمن تفسيرى از مفهوم عموم، آن را به معناى «استيعاب المفهوم لافراد نفسه» تفسير مىكند. لكن بر اين مبنا، تصور دلالت جمع محلّى به الف و لام بر عموم دچار اشكال مىشود.
توضيح اينكه در اينجا دو دال وجود دارد يكى «الف و لام» و ديگرى «صيغه جمع». در مدلول نيز كه عموم و استيعاب است دو فرض محتمل است «معناى اسمى» و