اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٥٣ - \* موارد دلالت«كل» بر عموم مجموعى
مفهوم استيعاب متناسب نيست، در نتيجه- با توجه به اينكه «كل» مقتضى كثرت مدخول است؛ خواه اجزايى؛ خواه افرادى- بايد گفت كه مفاد كل همواره عموم و استيعاب استغراقى است.
و لذا آنجا كه مدخول «كل» اسم جنس مفرد مجرد از الف و لام باشد، مفاد «كل» عموم استغراقى افرادى است، نظير «إقرأ كل كتاب» و آنجا كه مدخول «كل» اسم جنس مفرد محلّى به الف و لام باشد، نظير «اقرا كل الكتاب» مفاد «كل» عموم استغراقى اجزايى است و آنجا كه مدخول «كل» جمع محلى به الف و لام باشد، نظير «اكرم كل العلماء» يا «اقرأ كل الكتب» مفاد «كل» عموم استغراقى اجزايى و افرادى است، افاده عموم و استيعاب اجزايى، به لحاظ كثرت اجزايى مدلول هيئت جمع، و افاده عموم و استيعاب افرادى، به لحاظ كثرت افرادى مدلول (ماده جمع) است.
\* موارد دلالت «كل» بر عموم مجموعى:
دلالت «كل» بر عموم مجموعى متوقف بر اين است كه دالّى در ميان باشد كه بر وحدت مدخول «كل» دلالت كند، به نحوى كه وحدت تركيبى اجزاى مدخول مورد نظر باشد و نه كثرت و تعدد اجزايى. اگر چه به دليل اشتمال وحدت تركيبى بر اجزاء، همه اجزاء، مشمول حكم متعلق به واحد تركيبى خواهند شد، لكن اين شمول، شمول تضمنى است و نه شمول مطابقى، آن چنان كه در مورد شمول استغراقى است.
به همين لحاظ آنجا كه مدخول «كل» وحدت تركيبى مجموعى داشته باشد كه در مقام لحاظ يك واحد در نظر گرفته شود، مفاد «كل» عموم
مجموعى خواهد شد. لكن همانگونه كه اشاره شد، اينكه مدخول «كل» به عنوان يك واحد مورد لحاظ باشد، نياز به دالّ خاص دارد.
از آنچه گفتيم نكتهاى معلوم شد كه دلالت «كل» بر استيعاب اجزايى به معناى عموم مجموعى مفاد «كل» نيست، بلكه مفاد «كل» عموم استغراقى است، اگرچه در موارد كثرت اجزايى باشد. لذا بين دلالت «كل» در «اكرم كل العلماء اى جميعهم» و بين دلالت «كل» در «اكرم كل العلماء اى مجموعهم»- به فرض وجود قرينه دال بر مجموعيت- از