اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٥١ - \* موارد دلالت«كل» بر عموم استغراقى
است استعمال هيئت جمع در مفهوم «مجموع الافراد» است- به هر يك از دو معناى فوقالذكر- كه خود شاهدى ديگر بر خروج مفهوم «مجموع الافراد» از معناى موضوع در هيئت جمع است.
البته نبايد چنين برداشت شود كه، استغراقيت در موضوعله هيئت جمع لحاظ شده است، بلكه آنچه مقتضاى تبادر است، اين است كه هيئت جمع بر طبيعت مفهوم «ثلاثة فما زاد» وضع شده، كه مصاديق فراوان و بىشمارى- كماً و كيفاً- دارد و از اين لحاظ، به ماده جمع، نظير: «عالم» در «العلماء» شباهت دارد كه قابل صدق بر همه افرادِ عالِم است. طبيعت مفهوم جمع نيز كه مدلول هيئت جمع است، قابل صدق بر هر يك از مراتب و مصاديق جمع است.
لكن همانگونه كه در گذشته گفتيم «الف و لام» مفيد تعين مدخول است، بنابراين آنجا كه الف و لام بر هيئت جمع وارد شود و عهد خاصى كه الف و لام به سبب آن بر جمع خاصّى دلالت كند در كار نباشد، الف و لام بر تعين اعلى مراتب جمع دلالت خواهد كرد؛ زيرا تعين ذاتى اعلى مراتب جمع، نوعى معهوديت، نظير معهوديت حضورى است.
اعلى مراتب جمع نيز دو حالت دارد:
١) حالت مجموعى مدلول الف و لام؛
٢) حالت استغراقى.
امّا از يك سو الف و لام تنها مفيد تعين مدلول هيئت جمع است و نه مادّه آن و از سوى ديگر ماده هيئت جمع كه همان «عالم» در مثال فوق باشد همچنان بر صرف الطبيعه سارى در همه افراد- و نتيجتاً منطبق بر كل فرد فرد از افراد طبيعت- دلالت مىكند. با توجه به اين دو مطلب، لازمه اين تركيب ميان دلالت هيئت جمع و دلالت ماده آن، دلالت بر عموم استغراقى است. بدين ترتيب كه الف و لام به سبب افاده تعين، اعلى مراتب جمع عموم را مىفهماند، و استغراقيت اين عموم نيز به وسيله «ماده» كه به