اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٧ - \* نظريه محقق نايينى(رحمه الله)
١) اسم جنس براى طبيعت مهمله جامع بين طبيعت مقيده و طبيعت مطلقه وضع شدهاست؛ زيرا در وضع اسم جنس براى معنا، نه قيد اطلاق در معنا اخذ شده و نه قيد خصوصيت وجودى يا عدمى. محقق نايينى مىفرمايد:
اما عدم استعمال المدخول إلّا فى نفس ما وضع له؛ فلأنه لم يوضع الا لنفس الطبيعة المهمله الجامعة بين المطلقه و المقيدة[١].
و معلوم است كه طبيعت جامع بين مقيد و مطلق، قابل انطباق بر هيچ يك از مقيد و مطلق نيست؛ زيرا مطلق قابل انطباق بر جميع الافراد است و مقيد غيرقابل انطباق بر جميع الافراد است و جامع بين ما يقبل الانطباق على جميع الافراد و ما لايقبل الانطباق على جميع الافراد، لايقبل الانطباق على جميع الافراد.
٢) دلالت ادات عموم نظير «كل» بر عموم افراد مدخول، متوقف بر اين است كه مدخول، قابل انطباق برجميع افراد خود باشد.
با توجه به اين دو مقدمه، لازم است مدخول، دالّ بر طبيعت مطلقه باشد تا قابليت انطباق بر جميع افراد داشته باشد. از آنجا كه دلالت مدخول بر طبيعت مطلقه نمىتواند به وسيله خود ادات باشد؛ زيرا ادات- حسب الفرض- تنها بر استيعاب دلالت دارد و نه بر اطلاق؛ بنابراين ناگزير بايد اطلاق را به وسيله جريان مقدمات حكمت در مدخول ادات به دست آورد.
امّا مطلبى كه استاد محقق علامه خويى در رابطه با دلالت ادات بر اطلاق مدخول خود ايراد فرمودهاند، مردود است؛ زيرا ادات عموم- نظير ساير كلمات- مشتمل بر بيش از يك معنا نيست در حالى كه بيان ايشان به معناى وضع ادات براى دلالت بر دو معناى طولى است؛ يكى اطلاق مدخول و ديگرى استيعاب مدخولى كه مطلق است»[٢].
[١] . همان، ٤٥١.
[٢] . بحوث فى علم الاصول، ج ٣، ص ٢٣٣.