گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٩ - ٥/ ٥ عباس بن على عليه السلام
و نيز از امام راستگو و استوارباورى
كه نواده پيامبرِ پاك و امين است.
آن گاه، جنگيد تا ناتوان شد. حَكيم بن طُفَيل طايى، از پشت درخت خرما به او كمين زد و بر دست چپش ضربهاى زد [و آن را قطع كرد]. عبّاس عليه السلام نيز خواند:
اى جان! از كافران مترس
و به رحمت خداى جبران كننده، بشارتت باد!
همراه با پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، سَرور برگزيده!
با سركشىشان، دست چپم را قطع كردند
پروردگارا! آنان را به داغىِ آتش برسان!
پس آن ملعون، با عمود آهنين [به او زد و] عبّاس عليه السلام را به شهادت رساند.
هنگامى كه حسين عليه السلام، او را بر [كناره] رود فرات، افتاده ديد، گريست و چنين خواند:
«اى بدترينِ مردمان! با كارتان، تجاوز كرديد
و با گفته محمّد پيامبر، مخالفت كرديد.
آيا بهترينِ پيامبران، سفارش ما را به شما نكرد؟
آيا ما از نسل پيامبرِ تأييد شده نيستيم؟
آيا زهرا عليها السلام، مادر ماست يا شما؟
آيا احمد، بهترينِ مردمان نيست؟
نفرين شُديد و به خاطر جنايتتان، رسوا گشتيد
به زودى، داغىِ آتشى برافروخته را خواهيد ديد».[١]
[١] در كتب معتبر، سنّ او نيامده است. برخى نويسندگان متأخّر، او را يازده ساله دانستهاند( أنصار الحسين عليه السلام: ص ١٣٢، مقتل الحسين عليه السلام، مقرّم: ص ٢٨٠).