گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٠ - ١/ ٥ تلاشهاى ابن زياد براى حركت دادن لشكر به سوى كربلا
او نيز پس از آن كه ابن زياد، او را بزرگ داشت و عطايا و هدايايى به وى بخشيد، با هزار سوار، به عمر بن سعد پيوست. پس از آن، حجّار بن ابجَر نيز با هزار سوار، از پىِ او آمد و سپاه عمر بن سعد، به ٢٢ هزار پياده و سواره رسيد.
آن گاه ابن زياد، به عمر بن سعد نوشت: «با فراوانىِ سواره و پياده، بهانهاى در جنگ با حسين، برايت نگذاشتهام. دقّت كن كه هيچ كارى را آغاز مكنى، جز آن كه صبح و شب، با هر پيك بامدادى و شامگاهى، با من مشورت كنى. والسّلام!».
عبيد اللَّه بن زياد، همواره كسى را به سوى عمر بن سعد، روانه مىكرد و از او مىخواست تا در نبرد با حسين عليه السلام، شتاب كند. دستههاى سپاه عمر بن سعد، شش روز از محرّم گذشته، به هم پيوستند.[١]
[١] وَقَفَ شِمرٌ فَقالَ: أينَ بَنو اختِنا؟ يَعني: العَبّاسَ وعَبدَ اللَّهِ وجَعفَراً وعُثمانَ بَني عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام، وامُّهُم امُّ البَنينَ بِنتُ حِزامِ بنِ رَبيعَةَ الكِلابِيِّ الشّاعِرِ، فَخَرَجوا إلَيهِ، فَقالَ: لَكُمُ الأَمانُ. فَقالوا: لَعَنَكَ اللَّهُ ولَعَنَ أمانَكَ! أتُؤمِنُنا وَابنُ بِنتِ رَسولِ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله لا أمانَ لَهُ؟! ٢٩٦
( أنساب الأشراف: ج ٣ ص ٣٩١، المنتظم: ج ٥ ص ٣٣٧).