گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٠ - ٢/ ٧ آغاز نبرد و فرا خواندن امام عليه السلام يارانش را به شكيبايى و جهاد
سرزمينهاى رى و گرگان را به تو خواهد داد؟! به خدا سوگند كه هرگز به كام خود، نخواهى رسيد و اين، حتمى و تمام شده است! هر چه مىخواهى، بكن كه تو پس از من، نه در دنيا شادمان خواهى بود، نه در آخرت. گويى مىبينم كه سرت را بر نِى، در كوفه نصب كردهاند و كودكان، آن را هدف سنگپرانى خود نمودهاند».
عمر بن سعد، از سخن حسين عليه السلام خشمناك شد. از ايشان، روى گردانْد و يارانش را ندا داد كه: منتظر چه هستيد؟ همگى حمله كنيد كه يك لقمه است![١]
٢/ ٧ آغاز نبرد و فرا خواندن امام عليه السلام يارانش را به شكيبايى و جهاد
٣٢٨. الإرشاد: عمر بن سعد، ندا داد: اى ذُوَيد! پرچمت را نزديك بياور.
او آن را نزديكتر آورد. سپس عمر، تيرش را در چلّه كمانش نهاد و آن را انداخت و گفت: گواهى دهيد كه من، نخستين تير را انداختم.
سپس لشكر، تير انداختند و درگير شدند.[٢]
٣٢٩. الملهوف: عمر بن سعد، پيش آمد و تيرى به سوى لشكر حسين عليه السلام انداخت و گفت: نزد امير، گواهى دهيد كه من، نخستين تيرانداز بودم.
آن گاه، تيرها از سوى آنان، مانند قطرههاى باران، باريدن گرفت. امام حسين عليه السلام به يارانش فرمود: «خدايتان رحمت كند! به سوى مرگى كه چارهاى ندارد، برخيزيد كه
[١] خَطَبَنَا الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام غَداةَ اليَومِ الَّذِي استُشهِدَ فيهِ، فَحَمِدَ اللَّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ:
عِبادَ اللَّهِ، اتَّقُوا اللَّهَ وكونوا مِنَ الدُّنيا عَلى حَذَرٍ، فَإِنَّ الدُّنيا لَو بَقِيَت لِأَحَدٍ وبَقِيَ عَلَيها أحَدٌ كانَتِ الأَنبِياءُ أحَقَّ بِالبَقاءِ، وأولى بِالرِّضى، وأرضى بِالقَضاءِ، غَيرَ أنَّ اللَّهَ تَعالى خَلَقَ الدُّنيا لِلبَلاءِ، وخَلَقَ أهلَها لِلفَناءِ، فَجَديدُها بالٍ، ونَعيمُها مُضمَحِلٌّ، وسُرورُها مُكفَهِرٌّ، وَالمَنزِلُ بُلغَةٌ، وَالدّارُ قُلعَةٌ فَتَزَوَّدوا فَإِنَّ خَيرَ الزّادِ التَّقوى، وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُم تُفلِحونَ ٣٤٧
( تاريخ دمشق: ج ١٤ ص ٢١٨، كفاية الطالب: ص ٤٢٩).
[٢] إنَّ الحُسَينَ بنَ عَلِيٍّ عليه السلام خَطَبَ يَومَ اصيبَ، فَحَمِدَ اللَّهَ وأثنى عَلَيهِ، وقالَ:
الحَمدُ للَّهِ الَّذي جَعَلَ الآخِرَةَ لِلمُتَّقينَ، وَالنّارَ وَالعِقابَ عَلَى الكافِرينَ، وإنّا- وَاللَّهِ- ما طَلَبنا في وَجهِنا هذَا الدُّنيا، فَنَكونَ الشّاكّينَ في رِضوانِ رَبِّنا، فَاصبِروا فَإِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوا، ودارُ الآخِرَةِ خَيرٌ لَكُم.
فَقالوا: بِأَنفُسِنا نَفديكَ.
فَقالَ الحُسَينُ بنُ زَيدِ بنِ عَلِيٍّ: فَكانوا- وَاللَّهِ- يُبادِرونَهُ إلَى القِتالِ، حَتّى مَضَوا بَينَ يَدَيهِ، فَيَحتَسِبُهُم ويَستَغفِرُ لَهُم ٣٤٨
( الأمالى، شجرى: ج ١ ص ١٦٠).