گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٤٩ - ٩/ ١٨ بازگشت اسب بىسوار
امام عليه السلام را [از تن] جدا كرد و نزد عبيد اللَّه بن زياد آورد.[١]
٤٧٤. سير أعلام النبلاء: سِنان بن انَس نَخَعى، نيزهاى در تَرقُوه امام حسين عليه السلام، فرو كرد و سپس، آن را [بيرون كشيد] و در سينه او فرو بُرد. حسين عليه السلام [بر زمين] افتاد و خولى [بن يزيد] اصبَحى، سرش را [از تن] جدا كرد. خدا از آن دو خشنود مباد![٢]
٩/ ١٨ بازگشت اسبِ بىسوار
٤٧٥. الأمالى، صدوق- به نقل از عبد اللَّه بن منصور، از امام صادق، از پدرش امام باقر، از امام زين العابدين عليهم السلام-: اسب حسين عليه السلام، جلو رفت تا يال و پيشانىاش از خون حسين، رنگين شد، و مىتاخت و شيهه مىكشيد. دختران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، شيههاش را شنيدند و بيرون دويدند. اسب را بدون سوار ديدند و فهميدند كه حسين عليه السلام، كُشته شده است.
امّ كلثوم، دختر[٣] حسين عليه السلام، [از خيمه] بيرون آمد و در حالى كه دست بر سر نهاده بود، ناله مىكرد و مىگفت: وا محمّدا! اين، حسين عليه السلام است كه بى عمامه و رَدا در صحرا افتاده است.[٤]
[١] المناقب، ابن شهرآشوب: ج ٤ ص ١١٣.
[٢] أنساب الأشراف: ج ٢ ص ٣٢٨ و ٤١٤.
[٣] نسب قريش: ص ٤٥.
[٤] المجدى: ص ٣٠٨.