گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٢٤ - ٩/ ٥ نبرد انفرادى امام عليه السلام با دشمنانش
٤٢٧. الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة): هنگامى كه ياران و خاندان حسين عليه السلام كشته شدند، همه روز را مقاومت كرد، و هيچ كس به سوى او نمىآمد، مگر آن كه باز مىگشت، تا آن كه پيادگان، او را در ميان گرفتند و ما، كسى را تا آن هنگام نديده بوديم كه در حلقه چنين گروهى بيفتد و اين همه استوار بماند.
مانند سواران دلاور، با آنها مىجنگيد و هر گاه كه به آنها حمله مىبُرد، از هم باز و شكافته مىشدند، گويى كه شيرى به گلّه بُزها حمله بُرده باشد.[١]
٤٢٨. مطالب السَّؤول: آن گاه حسين عليه السلام، دشمن را به نبرد تن به تن، فرا خواند و همه آنانى را كه به جنگش مىآمدند، حتّى بزرگان آنها را، از ميان برداشت تا آن جا كه تعداد فراوانى از آنها را كُشت .... او مانند شيرِ شَرزه بود و به كسى حمله نمىبُرد، جز آن كه با ضربه شمشيرش، او را به خاك مىافكند.[٢]
٤٢٩. الفتوح: آن گاه، حسين عليه السلام [دشمن را] به نبرد تن به تن، فرا خواند و همه قهرمانانى را كه به جنگ او مىآمدند، مىكُشت تا آن كه تعداد فراوانى را از آنها كُشت.
شمر بن ذى الجوشن- كه خدا لعنتش كند-، پيشاپيش دسته بزرگى، جلو آمد. حسين عليه السلام با همه آنها جنگيد و آنها نيز با او جنگيدند ... آن گاه حسين عليه السلام، مانند شير شرزه به آنها حمله بُرد و در پىِ كسى نمىرفت، جز آن كه او را با ضربه شمشيرش به زمين مىانداخت. تيرها از هر سو به طرف او مىآمدند و به گلو و سينه او مىخوردند، و او مىفرمود: «اى امّت بدكار! پس از محمّد، چه بد كرديد در حقّ امّت و خاندانش. هان! شما پس از من، ديگر از كشتن هيچ بندهاى از بندگان خدا، هراس
[١] قالَ زُرعَةُ بنُ أبانِ بنِ دارِمٍ: حولوا بَينَهُ وبَينَ الماءِ، ورَماهُ بِسَهمٍ فَأَثبَتَهُ في حَنَكِهِ.
فَقالَ عليه السلام: اللَّهُمَّ اقتُلهُ عَطَشاً، ولا تَغفِر لَهُ أبَداً، وكانَ قَد اتِيَ بِشَربَةٍ فَحالَ الدَّمُ بَينَهُ وبَينَ الشُّربِ، فَجَعَلَ يَتَلَقَّى الدَّمَ ويَقولُ- هكَذا- إلَى السَّماءِ ٤٥٢
( مثير الأحزان: ص ٧١).
[٢] خَرَجَت زَينَبُ ابنَةُ فاطِمَةَ اختُهُ[ أي اختُ الحُسَينِ عليه السلام] ... وهِيَ تَقولُ: لَيتَ السَّماءَ تَطابَقَت عَلَى الأَرضِ، وقَد دَنا عُمَرُ بنُ سَعدٍ مِن حُسَينٍ عليه السلام، فَقالَت: يا عُمَرَ بنَ سَعدٍ، أيُقتَلُ أبو عَبدِ اللَّهِ وأنتَ تَنظُرُ إلَيهِ؟ قالَ: فَكَأَنّي أنظُرُ إلى دُموعِ عُمَرَ وهِيَ تَسيلُ عَلى خَدَّيهِ ولِحيَتِهِ، قالَ: وصَرَفَ بِوَجهِهِ عَنها ٤٥٣
( تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٤٥٢، مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: ج ٢ ص ٣٥).