گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠٥ - ٦/ ٣ عبد الله بن حسن
ولى نتوانست. او شتابان آمد تا اين كه خود را به امام عليه السلام رساند و در كنار ايشان، به شهادت رسيد.
گفتنى است كه برخى از منابع، ماجراى شهادت قاسم را در باره عبد اللَّه آوردهاند كه نادرست به نظر مىرسد.
نام وى در «زيارت رجبيّه» آمده است. در «زيارت ناحيه مقدّسه» نيز مىخوانيم:
السَّلامُ عَلى عَبدِ اللَّهِ بنِ الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ الزَّكِيِّ، لَعَنَ اللَّهُ قاتِلَهُ ورامِيَهُ حَرمَلَةَ بنَ كاهِلٍ الأَسَدِيَ[١].
سلام بر عبد اللَّه بن حسن بن على پاك! خدا، قاتل او را و حَرمَلة بن كاهِل اسدى را- كه به او تير زد-، لعنت كند!
٤٠٤. تاريخ الطبرى- به نقل از ابو مِخنَف-: شمر بن ذى الجوشن، با پيادگان سپاه، به سوى حسين عليه السلام آمد. حسين عليه السلام به آنها حمله مىبُرد و آنها را از هم مىشكافت. سپس آنها، به طور كامل، گِرد حسين عليه السلام را گرفتند. پسربچّهاى از خاندان حسين عليه السلام، به سوى او آمد. خواهرش زينب عليها السلام، دختر على عليه السلام، او را گرفت تا نگاه دارد. حسين عليه السلام نيز به خواهرش فرمود: «او را نگاه دار!»؛ امّا پسربچّه، تسليم نشد و به سوى حسين عليه السلام دويد و در كنارش ايستاد. بحر بن كعب بن عبيد اللَّه، از قبيله بنى تَيمُ اللَّه بن ثَعلَبة بن عُكابه، با شمشير به سوى حسين عليه السلام حمله كرد. آن پسربچّه گفت: اى مادرْخبيث! آيا عمويم را مىكُشى؟
آن مرد، شمشيرش را بر او زد؛ امّا پسربچّه، دستش را سپر كرد و شمشير، آن را از آرنج، قطع كرد و فقط به پوست، آويزان مانْد. پسربچّه، مادرش را صدا زد. حسين عليه السلام، او را گرفت و به سينهاش چسبانْد و گفت: «اى فرزند برادرم! بر آنچه به تو رسيده، شكيبايى كن و اين [وقايع] را خير ببين و به حساب خدا بگذار كه خداوند،
[١] لباب الأنساب: ج ١ ص ٢٦٠.