گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٤٢ - ب - هنگام دريافت خبر
كه: «جبرئيل به من خبر داده كه امّت من، حسين را مىكُشند».
[امّ سلمه گفت:] پيامبر صلى اللَّه عليه و آله اين خاك را به من داد و فرمود: «وقتى اين خاك، خون تازه شد، بدان كه حسين، كشته شده است».
اين، پيش امّ سلمه بود. هنگامى كه زمانش فرا رسيد، امّ سلمه، هر ساعت به آن شيشه نظر مىانداخت و وقتى ديد كه آن خاك، خون شده است، فريادش به «وا حسينا! اى پسر پيامبر خدا!» بلند شد. زنان، از هر سو شيون سر دادند، تا اين كه در مدينه چنان ولوِلهاى شد كه تا آن زمان، شنيده نشده بود.[١]
ب- هنگام دريافت خبر
٧٧٧. الملهوف: عبيد اللَّه بن زياد به يزيد بن معاويه نوشت و خبر كشته شدن حسين عليه السلام و خبر [اسارت] خاندان او را به وى داد. او به عمرو بن سعيد بن عاص، حكمران مدينه نيز همين را نوشت؛ امّا عمرو، وقتى خبر را دريافت كرد، به منبر رفت و خبر را اعلام كرد. آه و ناله بنىهاشم، شَديد و زياد شد و آيين ماتم و سوگ بر پا كردند.[٢]
٧٧٨. الأمالى، مفيد- به نقل از ابو هَيّاج عبد اللَّه بن عامر-: وقتى خبر كشته شدن امام حسين عليه السلام در مدينه پيچيد، اسماء دختر عقيل بن ابى طالب با تعدادى از زنانشان، بيرون آمد تا به قبر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله رسيد و به آن پناه برد و پيش آن، شيون سر داد.
[١] فَإِنِ استَطَعتَ أن لا تَنتَشِرَ يَومَكَ في حاجَةٍ فَافعَل، فَإِنَّهُ يَومُ نَحسٍ، لا تُقضى فيهِ حاجَةٌ، وإن قُضِيَت لَم يُبارَك لَهُ فيها، ولَم يَرَ رُشداً، ولا تَدَّخِرَنَّ لِمَنزِلِكَ شَيئاً، فَإِنَّهُ مَنِ ادَّخَرَ لِمَنزِلِهِ شَيئاً في ذلِكَ اليَومِ لَم يُبارَكَ لَهُ فيما يَدَّخِرُهُ، ولا يُبارَكُ لَهُ في أهلِه ٨٠٠
( كامل الزيارات: ص ٣٢٦ ح ٥٥٦، مصباح المتهجّد: ص ٧٧٣).
[٢] مَن تَرَكَ السَّعيَ في حَوائِجِهِ يَومَ عاشوراءَ قَضَى اللَّهُ لَهُ حَوائِجَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ، ومَن كانَ يَومُ عاشوراءَ يَومَ مُصيبَتِهِ وحُزنِهِ وبُكائِهِ يَجعَلُ اللَّهُ عزّوجلّ يَومَ القِيامَةِ يَومَ فَرَحِهِ وسُرورِهِ، وقَرَّت بِنا فِي الجِنانِ عَينُهُ ٨٠١
( علل الشرائع: ص ٢٢٧ ح ٢، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج ١ ص ٢٩٨ ح ٥٧).