گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٦ - ١/ ١٦ شب را مهلت گرفتن، براى نماز و دعا و استغفار
٢٩٧. الملهوف: هنگامى كه حسين عليه السلام، حرصورزى دشمن را در شتاب براى نبرد و اندك بودن بهرهمندىشان از اندرز و سخن را ديد، به برادرش عبّاس عليه السلام فرمود: «اگر مىتوانى، آنان را امروز از [نبرد با] ما منصرف كنى، بكن، تا امشب را براى پروردگارمان، نماز بگزاريم كه او مىداند من، نماز گزاردن براى او و تلاوت كتابش را دوست دارم».
عبّاس عليه السلام، اين را از ايشان خواست و عمر بن سعد، درنگ كرد. عمرو بن حَجّاج زَبيدى، به او گفت: به خدا سوگند، اگر آنان ترك و ديلم نيز بودند و اين را خواسته بودند، موافقت مىكرديم، حال كه خاندان محمّد صلى اللَّه عليه و آله هستند، چگونه نپذيريم؟!
از اين رو، لشكر عمر بن سعد، موافقت كرد.
حسين عليه السلام، نشسته، خوابش بُرد. سپس بيدار شد و گفت: «اى خواهر! اين ساعت، جدّم محمّد صلى اللَّه عليه و آله و پدرم على عليه السلام، و مادرم فاطمه عليها السلام و برادرم حسن عليه السلام را در عالم رؤيا ديدم كه مىگفتند:" اى حسين! تو به زودى، (بر اساس برخى روايتها: فردا) به سوى ما مىآيى"».
زينب عليها السلام، بر صورت خود زد و شيوَنى كشيد. حسين عليه السلام به او فرمود: «آرامتر! دشمن را شماتتكننده ما مكن».[١]
[١] ر. ك: تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٤٢١- ٤٢٣.