گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٧ - ١/ ٢١ گفتگوى برير و شمر
ملعونى از همراهان شمر بن ذى الجوشن، فرياد كشيد: به خداى كعبه سوگند، ما پاكيزگانيم و شما، پليديد، و ما از شما، جدا گشتهايم!
بُرَير، نمازش را قطع كرد و ندا داد: اى فاسق! اى تبهكار! اى دشمن خدا! آيا مانند تويى، از پاكيزگان است؟! تو جز چارپايى بىخِرد، نيستى. تو را به آتش روز قيامت و عذاب دردناك، بشارت باد!
شمر بن ذى الجوشن- كه خدا لعنتش كند-، بر سرِ او داد كشيد و گفت: اى گوينده! خداوند- تبارك و تعالى-، تو را و همراهت حسين را به زودى مىكُشد.
بُرَير به او گفت: اى دشمن خدا! آيا مرا از مرگ مىترسانى؟ به خدا سوگند، مرگ، از زندگى با شما، براى ما دوست داشتنىتر است. به خدا سوگند، كسانى كه خون فرزندان و خاندان محمّد صلى اللَّه عليه و آله را مىريزند، به شفاعتش نمىرسند.
مردى از ياران حسين عليه السلام به سوى بُرَير بن حُضَير آمد و به او گفت: خدايت رحمت كند، اى برير! ابا عبد اللَّه عليه السلام به تو مىفرمايد: «به جايگاهت، باز گرد و با آنان سخن مگو، كه- به جانم سوگند-، اگر مؤمنِ آل فرعون، قومش را نصيحت كرد و دعوت را به آخر رساند، تو نيز نصيحت كردى و آن را به آخر رساندى».[١]
[١] سوره يونس: آيه ٧١.