گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٠ - ٢/ ٤ پيشگويى درباره شهادت او، نزديك وفاتش
١٠. الأمالى، صدوق- به نقل از ابن عبّاس-: پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در آن بيمارى [منجر به فوتش] مىفرمود: «محبوبم را برايم بياوريد» و مردان را يك به يك برايش فرا مىخواندند؛ امّا پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از آنها روى مىگرداند. به فاطمه عليها السلام گفتند: كسى را به سوى على روانه كن كه به نظر ما مقصودش كسى غير از على نيست.
فاطمه عليها السلام به سوى على عليه السلام فرستاد و چون على عليه السلام آمد، پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله چشمانش را گشود و صورتش [از خوشحالى] شكفته شد. سپس فرمود: «على! نزديك بيا. على! نزديك بيا» و پيوسته او را نزديك كرد تا دستش را گرفت و بر بالينش نشاند و سپس از هوش رفت.
حسن و حسين عليهما السلام صيحهزنان و گريان آمدند و خود را بر روى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله انداختند و على عليه السلام خواست آنان را دور كند كه پيامبر خدا به هوش آمد و فرمود: «اى على! بگذار من آنها را ببويم و آنها نيز مرا ببويند و من از آنها توشه بگيرم و آنان نيز از من توشه بگيرند. بدان كه پس از من، به اين دو، ستم مىشود و به ستم، كشته مىشوند. لعنت خدا بر ستمكار به ايشان!» و سه بار اين را فرمود.[١]
[١] يُقتَلُ ابنِيَ الحُسَينُ بِالسَّيفِ، يَقتُلُهُ طاغٍ ابنُ طاغٍ، دَعِيٌّ ابنُ دَعِيٍّ، مُنافِقٌ ابنُ مُنافِقٍ ٣٣
( كتاب سليم بن قيس: ج ٢ ص ٨٣٨ ح ٤٢، بحار الأنوار: ج ٣٣ ص ٢٦٧ ح ٥٣٤).