گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٣ - ٢/ ١٠ شدت جنگ در نيمه روز
٣٣٩. مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: شمر بن ذى الجوشن، حمله كرد؛ ولى در برابرش ايستادگى كردند. ياران حسين عليه السلام، با آن كه تنها ٣٢ سوار بودند، به شدّت مىجنگيدند و بر هيچ سويى از لشكر كوفه حمله نمىبُردند، جز آن كه آن را مىشكافتند. پس عمر بن سعد، حُصَين بن نُمَير را با پانصد تير انداز، فرا خواند. آنان، جلو آمدند تا به نزديك حسين عليه السلام و يارانش رسيدند و آنان را تيرباران كردند. اندكى نگذشت كه مَركبهايشان را از پاى در آوردند و با آنان جنگيدند تا ظهر، فرا رسيد و كار جنگ، بالا گرفت؛ امّا ياران ابن سعد، نتوانستند جز از يك جبهه، بر آنانْ وارد شوند؛ زيرا خيمههايشان، گِرد هم و به يكديگر، نزديك بود.
از اين رو، عمر بن سعد، پيادگان را فرستاد تا خيمهها را از چپ و راستشان ويران كرده، از هم جدا كنند و سپس به محاصره خود در آورند؛ امّا ياران حسين عليه السلام، در دستههاى سه، چهار نفرى، ميان خيمهها پنهان مىشدند و بر هر يك از آنها كه مشغول ويران كردن خيمهها و غارت آنها بود، يورش مىبردند و از نزديك، او را مىزدند و مىانداختند و مىكُشتند.
پس عمر بن سعد، فرمان داد كه خيمهها را با آتش بسوزانند. حسين عليه السلام نيز به يارانش فرمود: «بگذاريد تا آنها را بسوزانند، كه اگر چنين كنند، نمىتوانند از آن بگذرند و به شما برسند».
آنها خيمهها را سوزاندند و همان گونه شد كه حسين عليه السلام گفته بود.
همچنين گفته شده است: شَبَث بن رِبعى به او (ابن سعد) گفت: آيا زنان را مىترسانى، مادرت، به عزايت بنشيند؟!