گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٠ - ٧/ ٣ گفتگوى امام عليه السلام با عبد الله بن عباس
نمىكنند، كشته نمىشود، مگر آن كه خدا، ميان دلها و زبانهايشان، جدايى مىافكند».
آن گاه ابن عبّاس گريست. حسين عليه السلام هم با او گريست و فرمود: «اى ابن عبّاس! تو مىدانى كه من، فرزند دختر پيامبرم؟».
ابن عبّاس گفت: به خدا سوگند، آرى. مىدانيم و مىدانيم كه در تمام دنيا، جز تو، كسى نيست كه فرزند دختر پيامبر باشد، و اين كه يارى تو، بر اين امّت، واجب است، همانند وجوب نماز و زكات- كه يكى بدون ديگرى، پذيرفته نيست-.
حسين عليه السلام فرمود: «اى ابن عبّاس! در باره مردمى كه فرزند دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را از سرا و منزل و زادگاهش و از حرم پيامبرش و از همسايگىِ قبر او و زادگاه و مسجد و جايگاه هجرتش بيرون كردند، چه مىگويى؛ آنان كه او را نگران و ترسان، رها كردند كه در جايى، آرام نگيرد و در منزلى، پناه نجويد و قصد آنان، كشتن و ريختن خون اوست، در حالى كه وى به خدا شرك نورزيده است و جز او سرپرستى بر نگرفته و از آنچه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و خليفگانِ پس از او بر آن بودند، جدا نشده است؟».
ابن عبّاس گفت: در باره آنان، جز اين آيه را نمىگويم: «آنان، به خدا و پيامبرش كفر ورزيدند و نماز را جز با حالت سستى نمىخوانند»[١]. «در برابر مردم، خودنمايى مىكنند و جز اندكى، از خدا ياد نمىكنند. ميان آن [دو گروه]، دو دلاند. نه با ايناناند و نه با آناناند، و هر كه خدا گمراهش ساخت، راهى براى او نخواهى يافت»[٢] و بر چنين كسانى، بزرگترين ضربه فرود خواهد آمد.
و امّا تو- اى پسر دختر پيامبر-، به راستى كه سرآمدِ افتخار به پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و پسرِ همانندِ مريم عَذرايى. اى پسر دختر پيامبر! گمان مبر كه خدا، از آنچه ستمگران مىكنند، بىخبر است. من گواهى مىدهم كه هر كس از همراهىِ تو روى بگردانَد و در ستيز با تو و نبرد با پيامبرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله طمع ورزد، هيچ بهرهاى نخواهد داشت.
[١] ر. ك: نقشه شماره ٣ در پايان كتاب.
[٢] فَلَمّا نَزَلَ[ الحُسَينُ عليه السلام] بُستانَ بَني عامِرٍ، كَتَبَ إلى مُحَمَّدٍ أخيهِ وأهلِ بَيتِهِ: مِنَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ إلى مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ وأهلِ بَيتِهِ، أمّا بَعدُ، فَإِنَّكُم إن لَحِقتُم بِيَ استُشهِدتُم، وإن تَخَلَّفتُم عَنّي لَم تَلحَقُوا النَّصرَ، وَالسَّلامُ ٢٣٠
( الحدائق الورديّة: ج ١ ص ١١٣).