گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٧ - ٤/ ٣٤ شهادت هانى بن عروه
١٨١. تاريخ اليعقوبى: مسلم با [نيروهاى] عبيد اللَّه نبرد كرد. سپس او را دستگير كردند و عبيد اللَّه، او را كشت و جنازهاش را در بازار كشاندند. [همچنين] عبيد اللَّه، هانى بن عروه را كشت؛ چون مسلم در خانه او سكونت داشت و مسلم را يارى كرده بود.[١]
١٨٢. الفتوح: آن گاه عبيد اللَّه بن زياد، دستور داد هانى بن عروه را بيرون ببرند و به مسلم بن عقيل، ملحق سازند [و بكشند].
... هانى دانست كه كشته مىشود. از اين رو، فرياد مىزد: «اى مَذحِج، اى قبيله من! [كمك!]». آن گاه دستانش را از طناب، در آورد و گفت: چيزى نيست كه از خودم دفاع كنم؟
او را زدند و دستانش را محكم بستند و به وى گفتند: گردنت را دراز كن.
هانى گفت: نه، به خدا سوگند! من شما را بر كشتن خودم، يارى نمىكنم.
يكى از غلامانِ عبيد اللَّه به نام رشيد، جلو آمد و او را با شمشير زد؛ ولى اثر نكرد. هانى گفت: بازگشت، به سوى خداست. بار خدايا! به سوى رحمت و رضوان تو [مىآيم]. خدايا! اين روز را كفّاره گناهانم قرار ده. به راستى كه من براى پسر دختر پيامبرت محمّد، تعصّب به خرج دادم.
رشيد پيش آمد و ضربهاى ديگر زد و او را كشت. آن گاه عبيد اللَّه بن زياد دستور داد مسلم بن عقيل و هانى بن عروه- كه خداوند، آن دو را رحمت كند- را وارونه به دار آويزند و تصميم داشت سر آن دو را براى يزيد بن معاويه بفرستد.[٢]
[١] ر. ك: ص ٧٩( بخش يكم/ فصل سوم: ارزيابى سفر امام حسين عليه السلام به عراق و نهضت كوفه).
[٢] ابو بكر بن عبد الرحمان بن حارث مخزومى، در زمان خلافت عمر بن خطّاب، به دنيا آمد. وى تابعى و پُر حديث است و يكى از فقيهان هفتگانه در مدينة النبى بوده است. او را به جهت نماز و عبادت بسيار،« راهب قريش» ناميدهاند. او بينايىاش را از دست داد و در سال ٩٤ هجرى در مدينه در گذشت.