گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣٢ - ٩/ ١٠ اصات تيرى به گلوى امام عليه السلام
٤٤٤. الإرشاد: حسين عليه السلام، بر سيلْبندِ فرات، بالا رفت تا خود را به آب برساند. برادرش عبّاس عليه السلام پيشِ رويش، بود. سواران ابن سعد، راه بر او گرفتند. در ميان آنان، مردى از بنى دارِم بود كه به آن سواران گفت: واى بر شما! ميان او و فرات، مانع شويد و آب را در اختيارش نگذاريد.
حسين عليه السلام گفت: «خدايا! او را تشنه بگذار».
مرد دارِمى، خشمگين شد و تيرى به سوى امام عليه السلام انداخت كه بر زير گلويش نشست. حسين عليه السلام، تير را بيرون كشيد و دستش را زير گلويش گرفت. كفِ دستانش از خون، پُر شد. آنها را پاشيد و سپس گفت: «خدايا! از آنچه با پسر دختر پيامبرت مىكنند، به تو شِكوه مىبَرم».
سپس به جايگاهش باز گشت، در حالى كه تشنگىاش، شدّت يافته بود.[١]
٤٤٥. الفتوح: سِنان بن انَس نَخَعى، تيرى به سوى حسين عليه السلام انداخت. تير، بر گلويش نشست. صالح بن وَهَب يَزَنى هم نيزهاى به پهلوى حسين عليه السلام زد. حسين عليه السلام از اسبش به زمين افتاد. سپس، راست نشست و تير را از گلويش بيرون كشيد. كفِ دستانش را كنار هم مىگرفت و هر گاه از خونش پُر مىشدند، آنها را به سر و صورتش مىماليد و مىگفت: «اين گونه، خدايم را با خونم و با حقّ غصب شدهام، ديدار خواهم كرد».[٢]
[١] كُنّا مَعَ الحُسَينِ عليه السلام بِنَهرَي كَربَلاءَ، فَنَظَرَ إلى شِمرِ بنِ ذِي الجَوشَنِ، فَقالَ: صَدَقَ اللَّهُ ورَسولُهُ، قالَ رَسولُ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله:« كَأَنّي أنظُرُ إلى كَلبٍ أبقَعَ يَلَغُ في دِماءِ أهلِ بَيتي». وكانَ شِمرٌ أبرَصَ ٤٧٠
( تاريخ دمشق: ج ٢٣ ص ١٩٠ ح ٥٠٣١ و ج ٥٥ ص ١٦ ح ١١٥٨٣، مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: ج ٢ ص ٣٦).
[٢] ثُمَّ جاءَ آخَرُ فَقالَ: أينَ الحُسَينُ؟ فَقالَ: ها أنَا ذا، قالَ: أبشِر بِالنّارِ.
قالَ: ابشِرُ بِرَبِّ رَحيمٍ، وشَفيعٍ مُطاعٍ، مَن أنتَ؟ قالَ: أنَا شِمرُ بنُ ذِي الجَوشَنِ.
قالَ الحُسَينُ عليه السلام: اللَّهُ أكبَرُ! قالَ رَسولُ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله: رَأَيتُ كَأَنَّ كَلباً أبقَعَ يَلَغُ في دِماءِ أهلِ بَيتي.
وقالَ الحُسَينُ عليه السلام: رَأَيتُ كَأَنَّ كِلاباً تَنهَشُني، وكَأَنَّ فيها كَلباً أبقَعَ كانَ أشَدَّهُم عَلَيَّ، وهُوَ أنتَ، وكانَ أبرَصَ.
ونَقَلتُ عَنِ التِّرمِذِيِّ: قيلَ لِلصّادِقِ عليه السلام: كَم تَتَأَخَّرُ الرُّؤيا؟ فَذَكَرَ مَنامَ رَسولِ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله، فَكانَ التَّأويلُ بَعدَ سِتّينَ سَنَةً ٤٧١
( مثير الأحزان: ص ٦٤؛ أنساب الأشراف: ج ٣ ص ٤٠١).