گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٩٩ - ٥/ ١٤ حكيم بن طفيل
و به ايشان زيانى نرساند. پس از شهادت امام عليه السلام نيز، او جزو ده نفرى بود كه بر پيكر مطهّر ايشان اسب تاختند.
همچنين گزارش شده كه او در به شهادت رساندن عبّاس بن على عليه السلام، شركت داشت و لباس ايشان را پس از شهادتش به غارت برد. اين گزارش، با متن زيارتنامه عبّاس عليه السلام- كه او را در شمار قاتلان ايشان آورده- همخوان است، چنان كه با سنّت عرب در مِلكيت لباس جنگجو، همخوان است؛ زيرا آن را متعلّق به كسى مىدانستند كه صاحب آن را به قتل رسانده است. از اين رو، آن گاه كه در قيام مختار دستگير شد، مردم به او هجوم بردند و او را عريان كرده، دسته جمعى، او را هدف تير قرار دادند و به هلاكت رساندند.
٧٤١. تاريخ الطبرى- به نقل از موسى بن عامر، در باره حوادث سال ٦٦ هجرى-: سپس مختار، عبد اللَّه بن كامل را در پى حَكيم بن طُفَيل طايى سِنبِسى- كه لباس عبّاس بن على عليه السلام را غارت كرده و تيرى را هم به سوى حسين عليه السلام پرتاب نموده بود؛ ولى مىگفت: «تير من، به پيراهن حسين اصابت كرد؛ ولى به او آسيبى نرساند!»- فرستاد.
عبداللَّه بن كامل به دنبال او رفت و وى را دستگير كرد و آورد. خانوادهاش به سراغ عَدىّ بن حاتم رفتند و از او كمك خواستند. او با آنها همراه شد و با عبداللَّه بن كامل، حرف زد. عبد اللَّه گفت: من در باره او اختيارى ندارم و تصميم، با امير مختار است.
عَدى گفت: پس من به نزد او (مختار) مىآيم.
عبد اللَّه گفت: بيا كه [إن شاء اللَّه] موفّق شوى.
عَدى به سمت مختار به راه افتاد. مختار، شفاعت او را در باره عدّهاى از قومش كه در جَبّانةُ السَّبيع[١] گرفتار شده بودند و در باره حسين عليه السلام و خاندانش، چيزى نگفته بودند، پذيرفت.
[١] قطران، روغن مخصوصى است كه نوع گياهى آن، از درخت عَرعَر گرفته مىشود و با آن، محلّ گرىِ شتر را چرب و ضدّ عفونى مىكنند تا بهبود يابد( مجمع البحرين: ج ٣ ص ١٤٩٣ مادّه« قطر»).[ گفتنى است: در گذشته، نوعى درخت سَروِ كوهى( ناژ) را« عَرعَر» مىناميدند كه از شيره و صَمغ آن، قطرانْ گرفته مىشد و با درخت عرعر امروزى( يا همان« آلان») متفاوت است( ر. ك: لغتنامه دهخدا: ذيل« عرعر» و« قطران»)].