گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٤ - ٤/ ١٣ فرستادن مال و جاسوس براى شناسايى محل مسلم
گفت: روزها به منزل من، رفت و آمد كن تا براى تو اجازه ملاقات با مسلم را بگيرم. مَعقِل به همراه مردم، رفت و آمد مىكرد تا برايش اذن بگيرد ....
مَعقِل- همان غلام ابن زياد كه ابن زياد، وى را با پول، به سوى مسلم و يارانش فرستاده بود-، روزهايى را به خانه مسلم بن عوسجه، رفت و آمد كرد تا او را نزد مسلم بن عقيل ببرد، تا اين كه پس از مرگ شَريك بن اعوَر، او را نزد مسلم برد و تمام اخبار را به وى داد و مسلم از او بيعت گرفت و به ابو ثُمامه صاعدى دستور داد اموالى را كه آورده بود، بگيرد.
ابو ثمامه كسى بود كه اموال را تحويل مىگرفت و كمكها را جمعآورى مىكرد. او سلاح مىخريد؛ چون خُبره اين كار بود و از جنگجويان عرب و سرشناسان شيعه بود.
اين مرد (مَعقِل)، يكسره نزد آنان رفت و آمد مىكرد. او نخستين كسى بود كه مىآمد و آخرين كسى بود كه مىرفت. اخبار را مىشنيد و از اسرار، باخبر مىشد و سپس مىرفت و همه را در گوش ابن زياد مىگفت.[١]
[١] كانَ ابنُ زِيادٍ- حينَ تَفَرَّقَ عَنِ ابنِ عَقيلٍ النّاسُ- فَتَحَ بابَ القَصرِ، وخَرَجَ إلَى المَجلِسِ فَجَلَسَ فيهِ، وحَضَرَهُ أهلُ الكوفَةِ، فَجاءَ عَبدُ الرَّحمنِ بنُ مُحَمَّدِ بنِ الأَشعَثِ إلى أبيهِ- وهُوَ عِندَ ابنِ زِيادٍ- فَأَخبَرَهُ خَبَرَ ابنِ عَقيلٍ، فَأَعلَمَ مُحَمَّدُ بنُ الأَشعَثِ ابنَ زِيادٍ بِذلِكَ ١٦٢
( أنساب الأشراف: ج ٢ ص ٣٣٨. نيز، ر. ك: الأمالى، شجرى: ج ١ ص ١٦٧).