گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧١ - ١/ ٣ تاراج كردن خيمهها و غارت اموال دختران پيامبر صلى الله عليه و آله
٤٩١. تاريخ الطبرى- به نقل از حميد بن مسلم-: به على بن الحسين، علىِ كوچكتر [از على اكبر] رسيدم. او بيمار بود و در بستر افتاده بود. شمر بن ذى الجوشن، با پيادگانِ همراهش رسيد. آنان گفتند: آيا اين را نكشيم؟
من گفتم: سبحان اللَّه! كودكان را بكشيم؟! اين، يك بچّه است.
پيوسته اين، كارم بود و هر كس را كه مىآمد، از او دور مىكردم، تا آن كه عمر بن سعد آمد و گفت: هيچ كس وارد خيمه اين زنان نشود. كسى به اين جوان بيمار نيز كارى نداشته باشد. هر كس كه چيزى از وسايل اينان برداشته، به ايشان برگرداند.
امّا به خدا سوگند، كسى چيزى بر نگرداند.
على بن الحسين عليه السلام به من فرمود: «خير ببينى، كه- به خدا سوگند- خداوند، شر را با سخن تو، از من دور ساخت!».[١]
٤٩٢. الإرشاد- به نقل از حميد بن مسلم-: به خدا سوگند، مىديدم كه با زنى از همسران و دختران و خاندان امام حسين عليه السلام درگير مىشوند و لباسش را از رويش مىكشند و چون چيره مىشوند، آن را مىبرند.[٢]
[١] لَمّا قُتِلَ الحُسَينُ عليه السلام لَبِثوا شَهرَينِ أو ثَلاثَةً، كَأَنَّما تَلَطَّخَ الحَوائِطُ بِالدِّماءِ ساعَةَ تَطلُعُ الشَّمسُ حَتّى تَرتَفِعَ ٥١٧
( تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٣٩٣، أنساب الأشراف: ج ٣ ص ٤٢٤ و ٤١٣).
[٢] وأبصَرَ النّاسُ الشَّمسَ عَلَى الحيطانِ حَمراءَ كَأَنَّهَا المَلاحِفُ المُعَصفَرَةُ، إلى أن خَرَجَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليه السلام بِالنِّسوَةِ، ورَدَّ رَأسَ الحُسَينِ عليه السلام إلى كَربَلاءَ ٥١٨
( الأمالى، صدوق: ص ٢٣١ ش ٢٤٣، روضة الواعظين: ص ٢١٢).