گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٤ - ١/ ١٦ شب را مهلت گرفتن، براى نماز و دعا و استغفار
خاندان و اهل بيت او، و نيز عابدان اين سرزمين و سحرخيزانِ كوشا و فراوانْ يادكنندگانِ خدا را كُشتهاند!
عَزرَة بن قيس به او گفت: تا مىتوانى، از خودت بگو و تعريف كن!
زُهَير به او گفت: اى عَزره! خدا از او تعريف كرده و رهنمونش شده است. از خدا پروا كن- اى عَزره- كه من، خيرخواه تو هستم! تو را به خدا سوگند مىدهم- اى عزره- كه مبادا در كشتن جانهاى پاك، از ياوران گمراهى باشى!
او گفت: اى زُهَير! تو نزد ما، از پيروان اين خاندان، به شمار نمىرفتى. تو عثمانى بودى!
زُهَير گفت: آيا تو از موضعگيرى و ايستادنم در اين جا، به اين راه نمىبرى كه از آنها هستم؟! بدانيد كه- به خدا سوگند-، من هيچ گاه نامهاى به حسين عليه السلام ننوشتهام و پيكى روانه نساختهام و به او وعده يارى ندادهام؛ امّا راه، ما را با هم گِرد آورد و هنگامى كه او را ديدم، پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله را و جايگاه حسين را در نزد او، به ياد آوردم و آنچه را از دشمنش و گروه شما به او رسيده، دانستم. پس انديشيدم كه يارىاش كنم و در گروه او باشم و جانم را فدايش كنم تا حقّ خدا و پيامبرش را كه شما تباه كردهايد، پاس بدارم.
عبّاس بن على عليه السلام، به شتاب آمد تا به آنها رسيد و گفت: اى مردم! ابا عبد اللَّه، از شما مىخواهد كه امشب، باز گرديد تا در اين باره بينديشد .... هنگامى كه عبّاس بن على عليه السلام نزد حسين عليه السلام آمد و پيشنهاد عمر بن سعد را باز گفت، امام حسين عليه السلام به او فرمود: «به سوى آنان، باز گرد و اگر توانستى، [رويارويى با] آنها را تا صبح به تأخير بينداز و امشب، بازشان گردان. شايد كه امشب براى پروردگارمان، نماز بخوانيم و او را بخوانيم و از وى آمرزش بخواهيم، كه او خود مىداند كه من، نماز گزاردن براى او، تلاوت كتابش، دعا و آمرزشخواهىِ فراوان را دوست دارم».
همچنين حارث بن حَصيره، از عبد اللَّه بن شريك عامرى، از امام زين العابدين عليه السلام برايم نقل كرد كه فرمود: «پيكى از سوى عمر بن سعد، نزد ما آمد و به گونهاى ايستاد