گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٠٢ - ٥/ ١٦ رشيد، غلام عبيد الله بن زياد
پيدا كردند، در حالى كه روى سرش سبد خرمايى گذاشته و زير آن، پنهان شده بود. پس او را بيرون كشيدند.
مختار در كوفه گردش مىكرد و سپس در پى يارانش روان شد، كه ابو عَمره، پيكى را به سوى او فرستاد. مختار در كنار خانه ابو بلال از پيك، استقبال كرد- و عبد اللَّه بن كامل هم با مختار بود-. پيك، ماجرا را به مختار گفت و مختار به سمت آنان به راه افتاد و آنان از او استقبال كردند. مختار، خولى را برگرداند و او را در كنار خانوادهاش كشت و آتشى خواست و خولى را با آتش سوزاند و از پيش او نرفت تا به خاكستر تبديل شد. آن گاه باز گشت.
زن خولى، عُيوف دختر مالك بن نهار بن عقرب، از طايفه حَضْرَموت بود و از وقتى خولى، سرِ حسين عليه السلام را آورد، با او دشمن شده بود.[١]
٥/ ١٦ رُشَيد، غلام عبيد اللَّه بن زياد
رُشَيد، غلام ابن زياد و قاتل هانى بن عروه بوده است. در قيام مختار، او به همراه ابن زياد با لشكر ابراهيم بن مالك اشتر، رو به رو شد و با آنها در كنار رودخانه خازِر جنگيد. در اين جنگ، عبد الرحمان بن حُصَين مرادى- كه از سپاهيان ابراهيم بن اشتر بود- او را ديد و چون شنيد كه مردم گفتند: «اين، كشنده هانى است»، با نيزهاش به وى
[١] كامل الزيارات: ص ١٣١ ح ١٤٩.