گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٤٥ - ٦/ ٧ سخنرانى امام زين العابدين عليه السلام در ميان كوفيان
صداى مردم از هر سو بلند شد و به همديگر گفتند: هلاك شدهايد و نمىدانيد!
امام عليه السلام فرمود: «خدا، رحمت كند كسى را كه اندرزم را بپذيرد و سفارشم را در باره خدا، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و خاندانش حفظ كند، كه پيامبر خدا، الگويى نيكو براى ماست».
آنان، همگى گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! همه ما گوش به فرمان و مطيعيم و عهد تو را پاس مىداريم. نه به آن، بىرغبتى مىكنيم و نه از آن، روى مىگردانيم. خدا، تو را رحمت كند! هر فرمانى كه مىخواهى، بده. جنگ تو، جنگ ما و صلح تو، صلح ماست. ما [حمله مىكنيم و] يزيد را دستگير مىكنيم و از هر كه بر تو و ما ستم كرده، بيزارى مىجوييم.
امام عليه السلام فرمود: «دور باد، دور باد! اى خيانتكاران مكّار! ميان شما و هوسهايتان، فاصله افتاده است. آيا مىخواهيد با من همان كنيد كه پيشتر با پدرم كرديد؟! هرگز! به پروردگارِ اختران، سوگند كه هنوز زخم، التيام نيافته است. پدرم- كه درودهاى خدا بر او باد- و خانوادهاش، همين ديروز كشته شدهاند و هنوز از دست رفتن پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و پدرم و پسران پدرم را از ياد نبردهام و اندوهش ميان سينهام، و تلخىاش در گلو و حلقم، و غصّههايش در تخت سينهام جارى است و درخواستم اين است كه نه با ما و نه بر ضدّ ما باشيد».
سپس فرمود:
شگفت نيست، اگر حسين كشته شد؛ چرا كه پدرش نيز [كشته] شد؛
همو كه از حسين، بهتر و شريفتر بود.
اى كوفيان! به آنچه بر حسين گذشته، شادى نكنيد
كه اين، جرمش بزرگتر است.
كشتهاى به كنار رود [فرات]! جانم فدايش!
سزاى كسى كه او را به خاك افكنْد، دوزخ است.
سپس فرمود: «ما در عوضِ هر يك كشته، به همان كشتگان [شما در ميدان جنگ]، راضى هستيم و ديگر، پس از اين، هيچ روزى، نه به سود ما و نه به ضرر ما، جنگى نخواهيم داشت».[١]
[١] الفتوح: ج ٥ ص ١٢٧، مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: ج ٢ ص ٥٥.