گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٩ - ١/ ١٥ حيله شمر براى جدايى انداختن ميان امام عليه السلام و برادرش عباس عليه السلام
روزى، روزه مىگيرند؟ به پروردگار خانه حرام سوگند كه هرگز، روا نيست!».[١]
١/ ١٥ حيله شمر براى جدايى انداختن ميان امام عليه السلام و برادرش عبّاس عليه السلام
٢٩٣. تاريخ الطبرى- به نقل از عبد اللَّه بن شَريك عامرى-: هنگامى كه شمر بن ذى الجوشن، نامه را [از ابن زياد براى ابن سعد] گرفت، او و عبد اللَّه بن ابى مُحِل برخاستند. عمّه ابن ابى مُحِل، امّ البنين [مادر عبّاس عليه السلام]، دختر حِزام، همسر على بن ابى طالب عليه السلام بود كه عبّاس عليه السلام، عبد اللَّه، جعفر و عثمان را براى او به دنيا آورد. عبد اللَّه بن ابى مُحِلّ بن حِزام بن خالد بن ربيعة بن وحيد بن كعب بن عامر بن كِلاب گفت: خداوند، [كار] امير را به سامان آوَرَد! پسران خواهر ما همراه حسين هستند. اگر موافقى، اماننامهاى براى آنان بنويس.
گفت: باشد؛ با كمال ميل!
آن گاه، به مُنشىاش فرمان داد و اماننامهاى براى آنان نوشت و عبد اللَّه بن ابى مُحِل، آن اماننامه را با غلامش به نام كُزمان، فرستاد. هنگامى كه او بر آنان در آمد، آنان را فرا خواند و گفت: اين، امانى است كه دايىتان براى شما فرستاده است.
آن جوانان (فرزندان امّ البنين)، به او گفتند: به دايىمان، سلام برسان و به او بگو: ما نيازى به امانِ تو نداريم، امان خدا، بهتر از امانِ فرزند سميّه است.
[١] لَمّا كانَ وَقتُ السَّحَرِ خَفَقَ الحُسَينُ عليه السلام بِرَأسِهِ خَفقَةً، ثُمَّ استَيقَظَ، فَقالَ: أتَعلَمونَ ما رَأَيتُ في مَنامِي السّاعَةَ؟ قالوا: ومَا الَّذي رَأَيتَ يَابنَ بِنتِ رَسولِ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله؟
فَقالَ: رَأَيتُ كَأَنَّ كِلاباً قَد شَدَّت عَلَيَّ تُناشِبُني، وفيها كَلبٌ أبقَعُ رَأَيتُهُ أشَدَّها عَلَيَّ، وأظُنُّ الَّذي يَتَوَلّى قَتلي رَجُلٌ أبقَعُ وأبرَصُ مِن هؤُلاءِ القَومِ.
ثُمَّ إنّي رَأَيتُ بَعدَ ذلِكَ جَدّي رَسولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله ومَعَهُ جَماعَةٌ مِن أصحابِهِ، وهُوَ يَقولُ لي: يا بُنَيَّ، أنتَ شَهيدُ آلِ مُحَمَّدٍ! وقَدِ استَبشَرَت بِكَ أهلُ السَّماواتِ وأهلُ الصَّفحِ الأَعلى، فَليَكُن إفطارُكَ عِندِي اللَّيلَةَ، عَجِّل ولا تُؤَخِّر! فَهذا أثَرُكَ قَد نَزَلَ مِنَ السَّماءِ لِيَأخُذَ دَمَكَ في قارورَةٍ خَضراءَ. وهذا ما رَأَيتُ، وقَد أزِفَ الأَمرُ، وَاقتَرَبَ الرَّحيلُ مِن هذِهِ الدُّنيا، لا شَكَّ في ذلِكَ ٣١٦
( الفتوح: ج ٥ ص ٩٩، مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: ج ١ ص ٢٥١).