گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٥ - ١/ ٣ رايزنى وليد با مروان در بيعت گرفتن از امام عليه السلام
تمام».
و در كاغذى ديگر كه [كوچك و] به اندازه گوش موشى بود، نوشت: «از حسين و عبد اللَّه بن عمر و عبد اللَّه بن زبير، بيعت بگير و چنان بر آنان سخت بگير كه بيعت كنند. تمام».[١]
١/ ٣ رايزنى وليد با مروان در بيعت گرفتن از امام عليه السلام
٧٨. تاريخ الطبرى- به نقل از ابو مخنف-: چون خبر مرگ معاويه به وليد بن عُتبه رسيد، اين امر برايش گران و سنگين آمد. پيكى را نزد مروان فرستاد و او را نزد خود فرا خواند ...
وقتى وليد، نامه يزيد را براى مروان قرائت كرد، مروان استرجاع گفت و براى معاويه طلب رحمت كرد. وليد از وى مشورت خواست كه چه كند. مروان گفت: به نظر من، به سرعت، آنان را فرا بخوان و آنان را به بيعت با يزيد و گردن نهادن به فرامين او دعوت كن. اگر پذيرفتند، از آنان بپذير و آنان را رها كن و اگر امتناع كردند، پيش از آن كه از مرگ معاويه مطّلع گردند، آنان را گردن بزن؛ چرا كه اگر آنان از مرگ معاويه مطّلع شوند، هر كدام به سمتى مىروند و پرچم مخالفت و جدايى بر مىدارند و مردم را به سمت خود، فرا مىخوانند.[٢]
[١] فَجَعَلَ يَسيرُ وَيَقرَأُ هذِهِ الآيَةَ:« فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ)، قالَ لَهُ ابنُ عَمِّهِ مُسلِمُ بنُ عَقيلِ بنِ أبي طالِبٍ: يَا بنَ بِنتِ رَسولِ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله، لَو عَدَلنا عَنِ الطَّريقِ وسَلَكنا غَيرَ الجادَّةِ كَما فَعَلَ عَبدُ اللَّهِ بنُ الزُّبَيرِ كانَ عِندِي الرَّأيُ؛ فَإِنّا نَخافُ أن يَلحَقَنَا الطَّلَبُ.
فَقالَ لَهُ الحُسَينُ عليه السلام: لا وَاللَّهِ يَا بنَ عَمّي، لا فارَقتُ هذَا الطَّريقَ أبَداً أو أنظُرَ إلى أبياتِ مَكَّةَ، أو يَقضِيَ اللَّهُ في ذلِكَ ما يُحِبُّ ويَرضى ٩٨
( الفتوح: ج ٥ ص ٢٢، مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: ج ١ ص ١٨٩).
[٢] أمَّا الحُسَينُ عليه السلام فَإِنَّهُ خَرَجَ بِبَنيهِ وإخوَتِهِ وبَني أخيهِ وجُلِّ أهلِ بَيتهِ إِلّا مُحَمَّدَ ابنَ الحَنَفِيَّةِ ٩٩
( تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٣٤١، الإرشاد: ج ٢ ص ٣٤).