گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٠٠ - ٥/ ١٤ حكيم بن طفيل
شيعيان به ابن كامل گفتند: مىترسيم كه امير، ميانجيگرىِ عَدى بن حاتم را در باره اين پليد بپذيرد، در حالى كه او آن جنايتى را انجام داده كه مىدانى. بگذار ما او را بكشيم.
عبد اللَّه گفت: اين شما و اين هم حكيم!
وقتى او را- كه كتفبسته بود- به دار العَنَزيّين رساندند، هدف تير قرارش دادند و به او گفتند: لباس پسر على را غارت كردى؟! به خدا سوگند، لباست را مىكَنيم، در حالى كه زندهاى و نگاه مىكنى.
پس لباسش را كندند و آن گاه به وى گفتند: به حسين عليه السلام تير انداختى و او را هدف تيرت قرار دادى و گفتى: «تير من به پيراهن او اصابت كرد؛ ولى به خودِ او آسيب نرساند!». ما هم تو را تيرباران مىكنيم، همان گونه كه تو تير انداختى و هر مقدار از آن تيرها به تو اصابت كرد، تو را بس است.
آن گاه دستجمعى تير انداختند و از آنها تيرهاى فراوانى به وى اصابت كرد و مرده بر زمين افتاد.[١]
[١] كُنتُ جالِساً عِندَ شَخصٍ، فَأَقبَلَ رَجُلٌ فَجَلَسَ إلَيهِ، رائِحَتُهُ رائِحَةُ القَطِرانِ، فَقالَ لَهُ: يا هذا، أتَبيعُ القَطِرانَ؟ قالَ: ما بِعتُهُ قَطُّ، قالَ: فَما هذِهِ الرّائِحَةُ؟
قالَ: كُنتُ مِمَّن شَهِدَ عَسكَرَ عُمَرَ بنِ سَعدٍ، وكُنتُ أبيعُهُم أوتادَ الحَديدِ، فَلَمّا جَنَّ عَلَيَّ اللَّيلُ رَقَدتُ، فَرَأَيتُ في نَومي رَسولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله ومَعَهُ عَلِيٌّ، وعَلِيٌّ يَسقِي القَتلى مِن أصحابِ الحُسَينِ، فَقُلتُ لَهُ: اسقِني، فَأَبى، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللَّهِ مُرهُ يَسقينى.
فَقالَ: ألَستَ مِمَّن عاوَنَ عَلَينا؟ فَقُلتُ: يا رَسولَ اللَّهِ، وَاللَّهِ ما ضَرَبتُ بِسَيفٍ، ولا طَعَنتُ بِرُمحٍ، ولا رَمَيتُ بِسَهمٍ، ولكِنّي كُنتُ أبيعُهُم أوتادَ الحَديدِ، فَقالَ: يا عَلِيُّ اسقِهِ، فَناوَلَني قَعباً مَملوءاً قَطِراناً، فَشَرِبتُ مِنهُ قَطِراناً، ولَم أزَل أبولُ القَطِرانَ أيّاماً، ثُمَّ انقَطَعَ ذلِكَ البَولُ عَنّي، وبَقِيَتِ الرّائِحَةُ في جِسمي ٧٦٣
( تاريخ دمشق: ج ١٤ ص ٢٥٨. نيز، ر. ك: المناقب، ابن شهرآشوب: ج ٤ ص ٥٩).