گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٩ - ٧/ ٢٤ بسته شدن راه بر امام عليه السلام توسط حر
كه پيشوايى نداريم. شايد خدا به وسيله تو، ما را بر هدايت، فرا هم آورَد".
اگر بر اين قراريد، آمدهام. اگر عهد و پيمانى مىسپاريد كه بِدان اطمينان يابم، به شهر شما مىآيم، و اگر چنين نكنيد و آمدنِ مرا خوش نمىداريد، از پيش شما باز مىگردم و به همان جا مىروم كه از آن، به سوى شما آمدهام».
آنان، در مقابل وى، خاموش ماندند و به مؤذّن گفتند كه: اقامه بگو. او نيز اقامه نماز را گفت.
حسين عليه السلام به حُر فرمود: «مىخواهى با ياران خويش، نماز بگزارى؟».
گفت: نه. تو نماز مىگزارى و ما نيز به تو اقتدا مىكنيم.
پس حسين عليه السلام با آنان، نماز خواند. آن گاه به درون [خيمه] رفت و يارانش به دور وى، گِرد آمدند. حُر نيز به جاى خويش رفت و وارد خيمهاى شد كه برايش زده بودند. جمعى از يارانش، دور او جمع شدند و بقيّه يارانش نيز به صفى كه داشتند، رفتند و از نو، صف بستند و هر كدامشان، عنان مَركب خويش را گرفته، در سايه آن، نشسته بود.
وقتى عصر شد، حسين عليه السلام فرمود: «براى حركت، آماده شويد».
پس از آن، بيرون آمد و مؤذّن خويش را خواند و او نداى نماز عصر داد و اقامه گفت. سپس حسين عليه السلام، پيش آمد و با قوم، نماز گزارد و سلام نماز را گفت. آن گاه، رو به جماعت كرد و ستايش خدا كرد و او را سپاس گزارد و سپس فرمود: «امّا بعد، اى مردم! اگر پرهيزگار باشيد و حق را براى صاحب حق بشناسيد، بيشتر مايه رضاى خداست. ما اهل بيت، به كار خلافت شما از اين مدّعيان ناحق- كه با شما رفتار ظالمانه دارند-، شايستهتريم. اگر ما را خوش نداريد و حقّ ما را نمىشناسيد و رأى شما، جز آن است كه در نامههايتان به من رسيده و فرستادگانتان به نزد من آوردهاند، از پيش شما باز مىگردم».
حُرّ بن يزيد گفت: به خدا، ما نمىدانيم اين نامهها كه مىگويى، چيست!
حسين عليه السلام فرمود: «اى عُقبة بن سَمعان! دو خورجينى را كه نامههاى آنها در آن